مرتضى راوندى
303
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اخلاق و آداب طبى آورده شده است . . . داستانهاى متعدد از پزشكانى نقل شده است كه حق العلاجشان پرداخته نشده بود و آن را در دادگاه مطالبه مىكردند . بيماريهاى گوش و گلو و بينى و چشم در مورد بيماريهاى گوش و گلو و بينى و چشم ، مكتب طب اسلامى عملا از يونانيان خيلى پيش افتاد ، و به نسلهاى بعد خدمات بسيار باارزشى كرد . در ميان مسلمانان كلمهء « چشمپزشك » يا كحّال معنى مبتذل و پستى را كه در نوشتههاى جالينوس و ديگر نويسندگان سلف دارا بود نداشت ، اما در چشمپزشكى و در رشته گوش و گلو و بينى ، همهء پزشكان ايرانى پيشرو و صاحبنظر نبودند ، مگر زكرياى رازى كه كتابى درباره بينايى نوشت . رازى اولين كسى بود كه دربارهء عمل آبمرواريد شرحى نگاشت و دربارهء واكنش طبيعى مردمك چشم در مقابل نور گفتگو كرد . شايد بتوان براى ابن سينا هم ، كه معالجه مجراى اشك را با گذراندن ميل طبى در آن متداول ساخت ، سهمى و قدرى قايل شد . . . در رشتهء جرّاحى به زحمت مىتوان گفت ايرانيان پيشرفتى كرده يا نكردهاند . كتابهاى جراحى ، چه عربى و چه فارسى ، نادر و كميابند و ، درحقيقت ، در اين گونه كتابها از موضوعهاى عملى و فنّى متنوع گفتگو مىشود و دربارهء اعمال مختلف جرّاحى از سوراخ كردن جمجمه تا بريدن شاهرگهاى متّسع بحث مىشود . . . شايد پيشينيان در عمل سنگ ، تخصص داشته و گاهى توانسته باشند سنگ را از كليه خارج كنند . براى بهاء الدّوله ( اوايل قرن دهم هجرى ) بايد اين مرتبت را قايل بود كه مدتها پيش از فاولر ( Fawler ) و پوتن ( Potin ) دريافته و نوشته بود كه پس از عمل جراحى شكم ، بايد مريض را به حال نشسته نگاه داشت و مراقبت نمود - براى معالجه ورم صفاق نيز طرح اسبابى را ريخت كه بدون باز كردن شكم بتوان لولهء مخصوصى در آن داخل كرد كه در يك انتهاى آن يك نوك خيلى ظريف و در انتهاى ديگرش كيسه محكمى كه هوا از آن نگذرد تعبيه شده باشد و با مكيدن از سوراخى كه در وسط لوله باشد چرك را از پردهء صفاق بيرون كشيد . . . « 1 » گچ شكستهبندى مدتها پيش از آنكه گچ شكستهبندى ( كه به گچ پاريس معروف است ) در اروپا شناخته شود بهوسيله شكستهبندها از آن استفاده مىشد .
--> ( 1 ) . ميراث ايران - علم ايرانى ، سيريل الگود ، ترجمهء احمد بيرشك ، از ص 473 به بعد .