مرتضى راوندى
289
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نتيجهء همكارى روحانيان پرستار با صاحبان ميدانهاى ورزشى ، اين شد كه در علم معالجه بدن ترقى بسيار حاصل گرديد . . . كمتر اتفاق مىافتاد ، كه اين اطباى اوّليه از خدايان كمك بگيرند ، بلكه به تدريج آنها را به كلى فراموش كردند ، بهطورى كه در آغاز قرن ششم قبل از ميلاد يعنى زمان « طالس » خدايان به كلى اعتبار و اثر خود را در طب اوليه يونانى از دست داده بودند و مىدانيم كه در اين موقع فيزيولوگها در مطالعات نظرى خود نيز ، توجه به خدايان نداشتند » « 1 » در يكى از مدارس اين دوران شخص شجاعى بهنام الكمنون « 2 » تدريس مىكرد كه فقط به مشاهدهء وضع خارجى حيوانات راضى نشد و درصدد برآمد از ساختمان داخلى آنها نيز مطلع گردد و بنابراين به كار « تشريح » پرداخت و عصب چشم و مجراى ما بين گوش وسطا و قسمت پايين گلو را كاملا وصف كرد . بعد از او ابقراط ، چنان كه گفتيم ، به تحقيقات و مطالعات وسيعى دست زد . ارزش فرهنگ اسلامى دربارهء مقام و ارزش فرهنگ اسلامى پىير دو هم ( P . Duhem ) چنين مىنويسد : « بدون شك علمى بهنام علم عرب وجود ندارد ، و ما هيچ تئورى جديدى را مديون بغداد نمىباشيم ، با اينحال اگر آنان فقط اكتفا به اين كرده بودند كه قسمتى از ثروت دنياى عتيق را از مهلكه نجات دهند مىبايست نسبت به آنان فوق العاده حقشناس باشيم ، و حال آنكه بر اين ثروت ، گنجينههاى ديگرى نيز افزودند . اگر ما بين آنان ارشميدس و هيپارك و بقراط وجود نداشت در عوض مردان لايق و دانشمندان متعدد كم نبود . سه قرن بعد از مرگ پيغمبر ( ص ) ، شهر قرطبه « Cordoue » يك ميليون جمعيت ، هشتاد مدرسه عمومى و كتابخانهيى شامل 600 هزار جلد كتاب داشت و زبان عربى زبان علمى جهان شده بود . در اين هنگام ، اشاعه علم از نو شروع شد ، زكرياى رازى ( 923 - 850 ) مرض آبله و همكار او ابو القاسم خلف بن عباس زهراوى ( 1003 - 913 ) سلعه ( سرشكستگى ) و امراض ستون فقرات را كاملا توصيف كرد . ابن سينا ( 1037 - 980 ) سرآمد عالمان ، دانش طب را در دنياى اسلام ، چنان رونق داد كه يكى از پادشاهان كاستيل كه آب آورده بود ، براى معالجه ، به شهر قرطبه نزد دشمنان خود رفت . ابن سينا و ابن رشد اندلسى ( 1198 - 1120 ) در قرون وسطا شهرت فراوان داشتند ، ( زيرا اقوام اروپايى خود را در اطلاع بر آثار ارسطو ، مديون آنان مىدانستند ) . زكريّاى رازى و بخصوص جابر بن حيّان ،
--> ( 1 ) . پير روسو ، تاريخ علوم ، ترجمهء حسن صفارى ، ص 49 به بعد . ( 2 ) . Alcmean