مرتضى راوندى

288

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

پرورش‌يافتگان آن دوره بودند ، كه علوم يونانى با تمدّن اسلامى ، كه ملّتهاى مختلف در تشكيل آن شركت داشتند ، آميخته شده و با سعى و كوشش دانشمندان اسلامى مراحل ترقى و تكامل خود را پيموده بود . رازى در بيمارستان بغداد ، روش خاص خود را در معالجه و مداواى بيماران به كار مىبرد و با پزشكان و علماى طب دار الخلافه به بحث و تبادل نظر مىپرداخت وى پس از چندى به زادگاه اصلى خود يعنى « رى » مراجعت كرد و كتاب « الطب المنصورى » خود را تأليف كرد . » « 1 » درهمين ايّام يعنى در سال 290 هجرى گفتگوهايى بين صاحب‌نظران درگرفت در اينكه نخستين طبيب كه بوده است و آغاز طب از كجاست و پايه آن بر قياس است يا بر « تجربه » ، قاسم بن عبد اللّه وزير ، از اسحق بن حنين مىخواهد كه كتاب مختصر و موجزى در اين باب تأليف كند . اسحق ، اين مسئوول را اجابت كرد . از ميان طبيبانى كه نامشان در كتاب اسحق آمده بقراط و جالينوس بيش از ديگران شهرت و اعتبار دارند و در كتب اسلامى از آن دو ، به‌عنوان نمونهء طبيب كامل نام برده مىشود . . . قسمت اعظم طب اسلامى مأخوذ از منابع يونانى است كه به همت مردانى چون حنين بن اسحق بختيشوع ، جورجيس ، سرجس و حبيش و ايّوب به زبان سريانى يا عربى ترجمه شده و در دسترس دانشجويان و پژوهندگان رشته طب قرار گرفته است « از ميان آثار حنين ، يكى رساله‌يى است كه به على بن يحيى نوشته و در آن ، آثار جالينوس را كه به زبان سريانى و عربى ترجمه شده ياد كرده است . » « 2 » سير تكاملى علم طب چون ريشهء اصلى طب اسلامى از يونان است بايد نخست از رشد تدريجى اين علم در يونان قديم ياد كنيم . در آغاز قرن هفتم قبل از ميلاد مسيح و حتى در دورانى كه تمدن ايونى رونقى داشت ، هنوز علم طب در چنگال اوهام و خرافات اسير بود ، اشخاصى از بيماران مراقبت مىكردند ولى « اين توجه و مواظبت عينا نظير معالجات سابق اهالى مشرق‌زمين بود ، يعنى مراسم مذهبى ، و تشريفاتى به عمل مىآوردند تا روح خبيثى كه وارد بدن بيمار گرديده است خارج شود . . . روحانيان پرستار ، از بس كه دعا و دوا به خورد مردم دادند ، كم‌كم دربارهء نتيجه نسبى اين داروها انديشه و تفكر كردند و متوجه شدند كه تأثير يكى از اينها بيش از ديگرى است . . .

--> ( 1 ) . دكتر مهدى محقق ، بيست گفتار در مباحث علمى و فلسفى . . . ، از ص 159 به بعد . ( 2 ) . دكتر مهدى محقق ، بيست گفتار در مباحث علمى و فلسفى و كلامى و فرق اسلامى ، رساله حنين بن اسحق درباره آثار جالينوس ، ص 367 .