مرتضى راوندى
287
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
درمان مرض از روى آثار و قراين نوشته است . در كتابى بهنام « آبها ، هواها ، مكانها » از تأثير هريك از اين عوامل در كيفيت مزاج انسان با استادى تمام گفتگو مىكند . بالاخره در كتابى بهنام « مرض مقدس » از حملهء صرع گفتگو مىكند كه در آن زمان مبادى ماوراء الطبيعه براى آن قايل بودند . ابقراط عليه اين عقيده قيام مىكند و مىگويد به نظر من در اين مرض هيچ عامل مقدسى بيش از امراض ديگر دخالت ندارد ، اين مرض نيز مانند ساير امراض ، علل طبيعى دارد . در اينجا نمىتوان از ايمان اين استاد به كار خود و روش منطقى و استدلالى و علت و معلولى كه پيش گرفته بود تمجيد و ستايش نكرد . » « 1 » « . . . بعد از مرگ ابقراط دربارهء افتخارات او راه اغراق پيمودند . مكتب طبى آتن كه در سال 380 قبل از ميلاد داير گرديد از مريدان او تشكيل شد . . . كه به روش عملى و تجربى او توجه چندانى نداشتند ، اما اين افتخار براى شخص « ديوكس » ، كه يكى از شاگردان اوست ، محفوظ است كه هيچوقت كوركورانه از تعاليم استاد پيروى نمىكرد و تتبّعات شخصى داشت و كتابى دربارهء نباتات طبى نوشته است و به اين ترتيب اولين كسى است كه تحقيقات مربوط به نباتشناسى را معمول كرد . » « 2 » اكنون برگرديم به سير پزشكى در جهان اسلامى . ديگر سرچشمههاى طب اسلامى « هريك از امم عالم به دانش و فنّى خاص ، اشتهار دارند : چنان كه شهرت يونانيان به طب و فلسفه و استادى روميان قديم به سياست و كشوردارى بود . به گفته ناصر خسرو : عرب بر ره شُهره دارد سوارى * پزشكى گزيدند مردان يونان ره هندوان سوى نيرنگ و افسون * ره روميان زىحسابست و الحان مصوّر نگار است مر چينيان را * چو بغداديان را صناعاتِ الوان دانشمندان اسلامى سير علوم يونانى را از يونان به اسكندريه و از اسكندريّه به ايران و انطاكيه و حران و سپس به بغداد ، به تفصيل ياد كردهاند . در اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم ، علم طب به اوج ترقى خود رسيد و ترجمههاى يونانى و سريانى از كتب طبى تبديل به كتابهاى مستقل و منقّح گرديد . ايجاد بيمارستانهاى متعدّد در مراكز بلاد اسلامى مانند رى و بغداد ، علم را به عمل ، و قياس را به تجربه نزديك ساخت . ابو بكر محمد بن زكريّاى رازى طبيب و فيلسوف معروف ايرانى نمونه كامل و برجستهاى از
--> ( 1 ) . پير روسو ، تاريخ علوم ، ترجمهء حسن صفارى ، از ص 52 به بعد . ( 2 ) . همان كتاب ، از ص 52 تا 54 .