مرتضى راوندى

276

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

در مثلثات ، نخستين پيشرفتها ، نصيب صابئين گرديد و به‌وسيلهء آنان انجام شد . اولين نام ايرانى كه در مبحث مثلثات در يك رسالهء مختصر ، قابل ذكر است نام ابو الوفاست ( 329 تا 387 ه ) وى منجمى عاليقدر و يكى از بزرگترين رياضىدانان اسلام بود ، نجوم وى بالاتر از نجوم بطليموس نبود . . . اما شايد نخستين كسى بود كه تعميم قضيه جيوب ( سينوسها ) را به مثلثات كروى به اثبات رسانيد . ابو الوفا روش جديدى براى تنظيم جدول جيوب پيش‌گرفت و با آن جيب زاويه 30 درجه را تا هشت رقم اعشارى حساب كرد . به روابطى نظير روابط sin ( ( a b ) فعلى وقوف داشت . ظل ( تانژانت ) زوايا را هم مورد مطالعه مخصوص قرار داد و جدولى براى ظل‌ها تنظيم نمود و قطر جيب تمام و قطر ظل تمام ( سكانت و كوسكانت ) را هم جزو نسبتهاى مثلثاتى وارد ساخت به روابط ساده ، بين نسبتهاى مثلثاتى كه امروز غالبا براى شناساندن آنها به‌كار مىبرند واقف بود . خواجه نصير الدين طوسى ( كه جاى ديگر نيز از وى ياد خواهيم كرد ) كارهاى ابتكارى بيشترى كرد اما اگر يك قرن زودتر زندگى كرده بود ، شهرت جهانى مىيافت ، چون مقارن زندگى او دوره تجديد حيات علمى و هنرى و ادبى ( رنسانس ) در اروپا در حال طلوع بود ، و هنوز كارهاى علمى نصير الدين فرصت معروف شدن نيافته بود كه به‌سبب تلاش فوق العاده سريعى كه در مغرب زمين مىشد ، كاروان فرهنگى شرق عقب افتاد . آخرين نامى كه از علماى ايرانى به اروپا رسيده نام بهاء الدين آملى بود ( 1547 م ) . . . كه كار پرارزشى به انجام نرسانيده است . . . » « 1 » علم نجوم : به عقيدهء سيويل الگود مطالعه در احوال كواكب ، جزئى از برنامه تحصيلى هر ايرانى درس خواندهء قرون وسطا بود و همانطور كه رياضيات در خدمت نجوم بود ، علم احكام نجوم ، به طب خدمت مىكرد . . . نظامى عروضى سمرقندى معتقد بود كه پادشاه بايد چهار دسته از مردمان را در بارگاه خود نگاه دارد . منجّم ، طبيب ، شاعر و دبير ، اما همه با اين عقيده همداستان نبودند و ابو طاهر خسروانى ، شاعر عصر سامانى از چهار دسته از مردم سخن مىگويد كه كمتر سودى از وجودشان انتظار مىتوان داشت و آنان عبارتند از طبيب و زاهد و منجم و جادوگر . منجمان هم مانند رياضىدانان مطالب بسيار از هندوستان اقتباس كردند . ابراهيم فزارى ( متوفى به سال 161 ه ) و فرزندش در ترجمه و گردانيدن آثار هندى به عربى تلاش كردند . در عهد آل بويه ابو الحسن صوفى ، معلم

--> ( 1 ) . فراى ، عصر زرين فرهنگ ايران ، ترجمهء مسعود رجب‌نيا ، ص 460 .