مرتضى راوندى
277
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
عضد الدّوله ، كتابى دربارهء كواكب نوشت . اين كتاب با كتابهاى ابن يونس و الغ بيگ ، سه شاهكار اسلامى در علم رصد كواكب بشمار مىروند . « 1 » دانشمندى از اهل « مرو » بهنام حبش حاسب ، اولين كسى است كه وقت را از روى ارتفاع خورشيد اندازه گرفت و جدولى هم براى ظل ( تانژانت ) زوايا تنظيم كرد . درهمان اوقات منجمى بهنام فرغانى بهوجود آمد كه كتابهايش در افكار اروپائيان تأثير بسيار داشته است . وى قطر زمين و قطر سيارات ديگر و فاصله آنها را از يكديگر حساب كرد و رسالهيى هم دربارهء ساعت آفتابى نوشت . در زمان معتضد خليفه ، فضل نيريزى آثارى از جمله جداول نجومى و رسالهيى در باب اسطرلاب كروى و كتابى دربارهء ظواهر جو و تفسيرهايى بر كارهاى بطلميوس و اقليدس از خود به يادگار گذاشت . در ايران پيش از اسلام ، سال به دوازده ماه سى روزه تقسيم مىشد و به 12 ماه ، 5 روز مىافزودند تا همهء روزهاى سال منظور شود ، به عبارت ديگر سال ايرانى ، سال شمسى بود . اعراب فاتح تا جايى كه توانستند به جاى سال شمسى سال قمرى خود را متداول كردند . رسيدن نجوم هندى به دربار خلافت ، روش محاسبهء ديگر را متداول ساخت كه بر اثر نوشتههاى خوارزمى جنبه رسمى يافت . . . خوارزمى . . . نوروز قديمى ايرانيان را در تقويم وارد ساخت ، يعنى سال شمسى را پذيرفت و به دوره پيش از اسلام بازگشت و در نتيجه با مخالفت اهل سنت و اجماع مواجه شد . . . وضع به همين صورت بود تا آنكه به سال 467 ه ( 1074 م ) ملكشاه سلجوقى به احداث رصدخانهء جديدى فرمان داد و در آن از عمر خيام و چند دانشمند ديگر براى برقرار ساختن تاريخ جديدى استفاده كرد . براى اجراى اين منظور « در سال 467 نظام الملك هشت نفر از اعيان منجّمين و رياضيون را گرد آورد . ايشان را امر كرد كه سال را تعديل نمايند ، يعنى نوروز را كه اول فروردينماه باشد در اول فصل بهار و موقع تحويل خورشيد به برج حمل قرار دهند ، و محاسبه ماه و سال را چنان ترتيب دهند ، كه اين وضع برجا بماند . اسم چهار تن از اين علماى رياضى كه در تعديل سال شركت داشتند ، در كتب مذكور است كه عبارت باشند از حكيم عمر بن ابراهيم خيامى نيشابورى و حكيم ابو العباس لوگرى و حكيم ابو المظفر اسفزارى و ميمون بن نجيب واسطى . . . ايشان سال را تعديل كردند و تاريخى وضع كردند كه با سال شمسى حقيقى مطابق بود و نوروز را كه در اين سال در نيمهء برج حوت بود به اول حمل آوردند و اين تعديل از سال 471 مجرى گرديد و مقرر شد كه نوروز همواره در روز اول بهار باشد ،
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 462 .