مرتضى راوندى
265
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
گردن نهد ، در تمام ادوار تاريخ ، هوشمندان جهان با زهرخند استهزا به خرافات و عصبهى مذهبى نگريستهاند ، در تاريخ ديرندهء فرهنگ ايران ، دو تن تا حد اظهار نظرهاى فوق العاده جسورانه در اين زمينه پيش رفتهاند . يكى از آنها خيام و ديگرى خواجه شمس الدّين محمد حافظ شيرازى است كه با طنزى دلاويز و رمزى آشكار شكيّات خطرناك خود را در آثار خويش منعكس كردهاند . نظر ارنست رنان ارنست رنان مورخ فرانسوى در سال 1868 به مناسبت انتشار ترجمهاى از خيام به فرانسه ، دربارهء او مقالهاى نگاشت و از آن جمله در آن مقاله ، خيام را بدرستى چنين توصيف كرده است : « اين خيام يك نفر عالم رياضى و شاعر بوده است كه در نظر اول ممكن است ، صوفى و اهل اسرار پنداشته شود ، ولى درحقيقت رندى هوشيار بود كه كفر را با الفاظ صوفيانه و خنده را با استهزا آميخته است . و اگر براى فهم اين امر ، كه يك نابغهء ايرانى در زير فشار عقايد مذهبى به چه حالى ممكن است بيفتد كسى را بجوييم كه در احوال او بخواهيم تحقيق كنيم شايد بهتر از خيّام نيابيم . چيزى كه بسيار شگفتآور است آن است كه چنين ديوانى ، در يك كشور محكوم به عقايد مذهبى ، رايج و سارى گردد ، حتى در آثار ادبى هيچيك از ممالك اروپا كتابى نمىتوان سراغ داد كه نهتنها عقايد نافذ مذهبى را بلكه معتقدات اخلاقى را نيز با طنز و طعن و استهزايى چنين لطيف و چنين شديد نفى كرده باشد . آزادانديشى و شكّاكيّت خيام از ديرباز بر محققين ، روشن بود . بهعنوان نمونه ارزيابى شيخ نجم الدين ابو بكر رازى معروف به دايه از مشايخ معروف صوفيه در قرن هفتم هجرى را كه در اثرش مرصاد العباد ( تأليف 620 ه ) ذكر شده است قبلا نقل كرديم . در دايرهاى كامدن و رفتن ماست * آن را نه بدايت نه نهايت پيداست كس مى نزند دمى در اين معنى راست * كاين آمدن از كجا و رفتن ز كجاست خيام در مقدمهء كتاب جبر و مقابلهء خود ، سخت از متظاهران علمفروش عصر ، ناليده است و مىنويسد : « اگر مشاهده كنند كه كسى متوجه طلب حق است و شيوهء او راستى است و در ترك باطل و دروغ و خودنمايى و مكر و حيله ، جهد و سعى دارد ، او را استهزا و تحقير مىكنند ( نقل از كتاب جبر و مقابلهء خيام ، با حواشى و ملحقات ، نوشتهء دانشمند فقيد : مصاحب ) . حافظ نيز وضعى به از اين ، نداشت ، آثار او منجر به صدور فتواى قتلش شد از بيم