مرتضى راوندى

266

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

( ناراستى كار ) و « غدر اهل عصر » به جمع‌آورى ديوان خود تمايلى نشان نمىداد ، زيرا خود مىدانست كه اين ديوان انباشته از كفّريات است ، بايد تحير ارنست رنان را در مورد ديوان حافظ به نحو مضاعف ابراز داشت زيرا اين ديوان در ديار اسلام نه‌تنها مطرود نشد بلكه در كنار قرآن ، به رايجترين و محترمترين كتب مبدل گرديد . وسعت نظر حافظ همين افق وسيع حافظ است كه او را در ديدهء صاحبنظران چنين گرانقدر ساخته است تا آنجا كه گوته شاعر نابغهء آلمانى در ( ديوان شرقى و غربى ) او را كسى شمرده است كه بىآنكه زاهد باشد مقدس است و در وصف او اين كلمات پرشور را نوشت : اى حافظ : سخنان تو همچون ابديت بزرگ است ، زيرا آن را آغاز و انجامى نيست ، كلام تو چون گنبد آسمان ، تنها به خود وابسته است زيرا همهء آنها آيت جمال و كمال است . اگر روزى دنيا به‌سرآيد ، اى حافظ آسمانى ، آرزو دارم كه تنها با تو و در كنار تو باشم همراه تو باده نوشم و چون تو عشق ورزم زيرا اين افتخار زندگى و مايهء حيات من است ، » « 1 » همانطور كه شادروان صادق هدايت توجه داشت حافظ از پيروان خيّام و برجسته‌ترين پيرو اوست . اين نكته درباره شكاكيت ولاادريت ( اگنوستيسيسم ) و شيوهء خوشباشى ( هدوئيسم ) حافظ صدق مىكند . ولى حافظ ، تنها چنان كه ممكن است بپندارند يك شاعر غنايى عادى نيست ، بلكه با توجه به مسائلى كه با پيگيرى و با استدلال در غزلياتش مطرح شده است يك شخصيت ويژهء فلسفى است و در جهان‌بينى ، او عوامل عرفانى نقشى دارد ، كه در جهان‌بينى خيام ، هرگز آن نقش را نداشته است و اين خود بحثى است جداگانه . براى نشان دادن آزادانديشى خيام و حافظ و بىباورى آنان ، به تلقينات مذاهب ، يك رشته از مسائل مطروحه ، در اشعار اين دو متفكر ، يعنى مسألهء انكار جاودانى بودن روح ، و رستاخيز بهشت و دوزخ با ترديد در آنها ، درواقع يكى از اصول مهّمهء دين ( اصل معاد ) را مورد ترديد قرار مىدادند ، و در واقع نتيجه مىگرفتند كه مواعيد مذاهب دربارهء زندگى فردا ، مشكوك است و بايد قدر زندگى اين جهانى را دانست ، و از فضايل و لذات آن برخوردار شد و به دام زهد و ورع و رياضت و احتراز از امور دنيوى نيفتاد و فريب ريا و سالوس كاهنان جهالت‌پرست را نخورد . . . خيام و حافظ تعاليم مذاهب را دربارهء جهان

--> ( 1 ) . منتخبات ديوان شرقى و غربى گوته ، ترجمه شجاع الدين شفا ( كتابخانه سقراط ) .