مرتضى راوندى

262

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

با توجه به تحقيقات جامع پروفسور ادوارد براون ، معلوم شد كه اولا لقب او در غالب كتب عربى كه متضمن ترجمه حال اوست و نيز در رسالهء جبر و مقابله او ، خيّامى است با ياى نسبت و در غالب كتب فارسى و در رباعيات خود او هميشه خيّام بدون ياى نسبت آمده است و هردو شكل صحيح است . قديمترين كتابى كه ذكرى از عمر خيام نموده چهار مقالهء عروضى سمرقندى معاصر خيام بوده و در سنه 506 ه . ق در بلخ در مجلس انس ، به خدمت او رسيده است و در سنه 530 ه . ق در نيشابور قبر او را زيارت كرده است . در اشعار خاقانى و در آثار شيخ نجم الدين ابو بكر رازى معروف به دايه يعنى در كتاب « مرصاد العباد » با نظرى انتقادى در مورد آثار و افكار خيّام چنين داورى مىكند : « . . . آن بيچاره فلسفى و دهرى و طبايعى كه از اين هردو مقام محرومند و سرگشته و گم‌گشته ، تا يكى را از فضلا كه به نزد ايشان به فضل و حكمت و كياست و معرفت مشهور است و آن عمر خيامى است ، از غايت حيرت در تيه « 1 » ضلالت وى را اين بيت مىبايد گفت : « 2 » دارنده چو تركيب طبايع آراست * باز از چه قبل فكند اندر كم‌وكاست گر زشت آمد پس اين عيب كراست * ور نيك آمد خرابى از بهر چراست 4 بعد از انتشار ترجمه فيتز جرالد ، تاكنون اقبال عمومى مردم از عوام و خواص به رباعيات عمر خيامى و طرز خيالات و مسلك و فلسفهء او روز به روز در تزايد است ، تا اينكه در اين اواخر انجمنى به‌نام عمر خيام در لندن منعقد شد و مؤسسان آن از فضلا و ادبا و بعضى ارباب جرايد بودند در سنهء 1893 ميلادى . انجمن مذكور با رسوم و تشريفات شايان اهميّت ، دو عدد بوتهء گل سرخ بر سر قبر فيتز جرالد ، مترجم رباعيات عمر خيامى نشانيده و سرلوحه‌اى كه حاوى كتيبهء ذيل بود در آنجا نصب كردند . - اين بوته گل سرخ كه در باغ گيو ( باغى است بزرگ در لندن ) پرورده شده و تخم آن را « سيمپسن » از سر مقبرهء عمر خيامى در نيشابور آورده است ، به دست چند تن از هواخواهان « ادوارد فيتز جرالد » از جانب انجمن عمر خيام غرس شد . در هفتم اكتبر 1893 ميلادى اشعار بسيارى كه اعضاى انجمن مذكور به مناسبت مقام او انشا نموده بودند در اين موقع خوانده شد و همچنين ترجمهء بسيارى از رباعيّات خيام به زبان انگليسى قرائت شد ، از جمله آنها اين رباعيات بودند :

--> ( 1 ) . تيه : بيابان بىآب و علف . ( 2 ) . همان منبع ، ص 978 .