مرتضى راوندى
26
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
سوريان صورت گرفته بود با تأليفات يونانيان آشنا شدند . سرپزشكان نسطورى خلفا تا حدى از نفوذ سياسى نيز برخوردار بودهاند . گذشته از اين ، خلفا غالبا مسيحيان را به مناصب و مشاغل درجهء دوّم منصوب مىكردند . » « 1 » « . . . در قرن نهم ميلادى ( سوم هجرى ) دودمانهاى مسلمان ، كه اصلا ايرانى بودهاند به سلطنت رسيدند . در نظر ما مهمتر از جملهء ايشان ، دودمان سامانيان است ( 390 - 261 ه ) ؛ كه در خراسان و ماوراء النهر فرمانروا بوده و گاه در غرب ايران نيز حكومت مىكردهاند . دولت سامانيان به شيوهء شاهان ساسانى اداره مىشده است . در عهد ايشان ، زبان فارسى ، زبان رسمى ديوان رسائل بوده است . ولى كماكان اسلام ، دين حاكم و برتر شمرده مىشده است . در آن عهد فرقههاى ثنوى هنوز عدهء كثيرى پيرو داشتند . اخبارى دربارهء زنديقان كه در محيط مردم روستا نفوذ داشتند در دست است . پس از سقوط ساسانيان بخشى از مانويان به آسياى غربى بازگشتند ولى در زمان خليفه « مقتدر » يك بار ديگر به ناچار به شرق مهاجرت كردند و در آنجا هم از طرف سامانيان مورد ايذاء و تعقيب قرار گرفتند . . . در آن زمان ، مقّر سرور مانويان « سمرقند » بوده است . مسيحيان نيز در سمرقند و هرات و ديگر بلاد پراكنده بودند . بنا به گفته مقدسى در قلمرو سامانيان شمار يهوديان زياد و مسيحيان اندك بوده است . » « 2 » به نظر ريچارد . ن . فراى « . . . دودمانهاى ايرانى ، چون طاهريان ، صفاريان ، سامانيان و آل بويه بيشتر وسيلهاى شدند براى جهانى ساختن اسلام و گسترش آن در سراسر خاورميانه و شمال آفريقا ، بىآنكه بوميان ايران ، زبان و فرهنگ خويش را رها سازند و به فرهنگ عربى روى كنند - در شمال آفريقا و حتى در اسپانيا واژه عرب و اسلام مترادف و دوشادوش هم ، رشد و نمو مىكردند . ولى در ايران ، اينها از هم جدا گشتند و زبان عربى همچون زبان اصلى ، مخصوص علوم اسلامى شناخته شد . آنان كه اسلام را پذيرفتند و عربى فراگرفتند ، عرب نشدند و زبان و فرهنگ خود را حفظ كردند . خدمت ايرانيان به فرهنگ اسلامى چنين بود . » « 3 » فراى ، در جاى ديگر مىنويسد : « . . . كمتر كسى ترديد دارد در اينكه تمدّن اسلامى قرن چهارم و پنجم هجرى ، اوج كاميابيهاى اسلامى بود ، و نه تنها اين دوران ، عصر زرّين جهان اسلام ، بلكه سراسر جهان و سراسر دوران قرون وسطا بود . علت اينكه اين فرهنگ
--> ( 1 ) . بار تولد ، گزيده مقالات تحقيقى ، ترجمهء كريم كشاورز ، ص 203 به بعد . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 206 به بعد . ( 3 ) . فراى ، عصر زرين فرهنگ ايران ، ترجمهء مسعود رجبنيا ، ص 203 .