مرتضى راوندى
27
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در قرنهاى بعد ، گسترده نشد و به شكوفايى ادامه نداد مسئلهء بغرنجى است . . . » « 1 » به نظر هانرى كربن ، پژوهنده فرانسوى : « براى دانستن نقشى كه سريانيان بهعنوان آموزندگان فلسفهء يونان به فيلسوفان اسلام ، برعهده داشتند ، بايد تاريخ و مراحل فرهنگ زبان سريانى را هرچند به اختصار در نظر گرفت . مكتب معروف پارسيان كه در « ادسا » تشكيل يافت ، هنگامى تأسيس شد كه ژووين ( Jovien ) امپراتور ، نصيبين را به ايرانيان واگذاشت و در آن شهر بود ، كه نام پروبوس ( Probus ) نخستين مترجم آثار فلسفى يونان به سريانى شهره گرديد . زنون امپراتور بيزانس در سال 489 مكتب مزبور را به علت گرايشهاى نسطورى آن تعطيل كرد . استادان و شاگردانى كه به عقيدهء نسطورى معتقد و پابرجاى مانده بودند به نصيبين مهاجرت كردند و در آنجا مكتبى جديد بنياد نهادند كه مركز اصلى فلسفه و الهيّات شد . بهعلاوه خسرو انوشيروان ( 579 - 521 ) فرمانرواى ساسانى در كندىشابور مدرسهاى تأسيس كرد كه بيشتر استادانش سريانى بودند ( بعدها منصور خليفه از همين محل ژرژ بختيشوع را فراخواند ) . اگر توجه شود كه ژوستينين در سال 529 مدرسه آتن را بست و در نتيجه هفت تن از آخرين گروه فلاسفهء نوافلاطونى به ايران پناهنده شدند ، بعضى از عوامل ، كه وضع فلسفى و الهيّات جهان شرق را در اوايل هجرت ( 622 ) ايجاد كرد ، معلوم مىگردد . نام معروفى كه در سراسر آن دوره شهره بوده است ، نام سرجيوس فيلسوف ، قابل ذكر است كه در امور فلسفى فعاليت شديدى داشته است ، اين كشيش نسطورى علاوه بر تأليف تعدادى كتب سودمند ، قسمت زيادى از نوشتههاى جالينوس و كتب منطق ارسطو را به سريانى ترجمه كرد . » « 2 »
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 248 . ( 2 ) . تاريخ فلسفه اسلامى از آغاز تا درگذشت ابن رشد ، نوشتهء ه . كربن با همكارى دكتر نصر و عثمان يحيى ، ترجمهء دكتر مبشرى ، ص 26 .