مرتضى راوندى
258
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اختلاف بوعلى با ارسطو ابن سينا با اعتراف به مقام علمى ارسطو ، در پارهيى موارد به آراء و عقايد او اعتراض مىكند و مىگويد : « . . . با آنكه به عقيده سلف فاضل خود ( ارسطو ) معترفم و مىدانم كه او بدانچه از تميز اقسام علوم درنيافته بودند در رسيد و دانشها را بسى بهتر از آنان ترتيب و نظم داد و در بسيارى امور به ادراك حق توفيق يافت و به اصول صحيح و واقعى اكثر علوم مطلع شد . . . حق آن بود كه آيندگان هر رخنهاى كه در بناى او يافتند ترميم ، و اصولى را كه او پديد آورده بود كامل كنند ولى هركس كه بعد از او آمد نتوانست خود را از عهده آنچه از وى به ارث برده بيرون آرد و عمر وى يا در فهم آنچه ارسطو نيك دريافته بود و يا در تعصب بر خطاهاى وى گذشت و ليكن ما هرچه را پيشينيان گفتند به آسانى در آغاز تحصيل دريافتيم . . . و آنگاه همهء آنها را حرف به حرف با علمى كه يونانيان منطق مىنامند . . . برابر نهاديم و آنچه را كه با موازين اين علم سازگار و يا با آن مغاير بود شناختيم و وجه حقيقى هر چيز را جستيم تا حق از باطل آشكار گشت ، اما چون مشتغلين به علم ، شديدا از مشايين يونانى پيروى مىكردند مخالفت با جمهور را نيك ندانستيم و جانب آنان را گرفتيم . . . » « 1 » بايد دانست كه بوعلى نه از حكمت مشاء به تمام معنى پيروى مىكرد و نه از كلام و نه از آراء افلاطونيان جديد ، بلكه از مكاتب مختلف ، آنچه را ملايم طبع و روش خود مىديد برمىگزيد . به همين جهت مورد حمله فرق مختلف قرار گرفته و اهل دين او را در شمار ملحدين دانستهاند . مبارزه با تعبد و تقليد چيزى كه ابن سينا را از ساير متفكرين عصر خود ممتاز مىسازد اين است كه وى اهل تعبد و تقليد نبود و چنان كه خود گفته است در مطالبى كه مورد اختلاف اهل بحث بود ، همواره تعصب ، هواى نفس و عادت و انس را كنار گذاشته ، به مخالفت با آراء نحيف و غيرمعقول برخاسته است ، با اينكه او ارسطو را برجستهترين افراد حكمت مشايين ميداند معتقد است كسانى كه بعد از ارسطو در ميدان علم قدم مىگذارند بايد خطاهاى او را اصلاح نمايند . سپس مىگويد : « . . . بعضى چنان سرگرم ميراث علمى گذشتگانند كه فرصت مراجعه به عقل
--> ( 1 ) . نقل و تلخيص از : تاريخ علوم عقلى ، نوشتهء دكتر ذبيح الله صفا ، ص 269 .