مرتضى راوندى

253

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

شيخ الرئيس ابو على سينا ابو على سينا يكى از دانشمندان بزرگ قرون وسطاست ، وى در سال 370 هجرى ( 980 ميلادى ) در حوالى بخارا متولد شد . از كودكى به كسب علم راغب بود ، از ده سالگى با قرآن ، اصول دين ، ادبيات ، نحو و صرف ، معانى و بيان ، آشنا بود و نزد يك نفر بقّال بخارايى ، علم حساب را آموخته است و در 17 سالگى نوح بن منصور سامانى را معالجه كرد و اين امر باعث راه يافتنش به كتابخانه سلطنتى گرديد و در 18 سالگى كليّهء علوم معمولهء عصر خويش ، مخصوصا رشتهء طب را فراگرفت و آثار گرانبهاى اقليدس ، المجسطى و بطلميوس را مورد مطالعه قرار داد . بعدها به مطالعهء آثار متافيزيكى قدما ( مابعد الطّبيعه ) سرگرم مىشود . ابن سينا به اين قانع نبود كه در طبيعيّات سرآمد ، و در طب مرجع بلندآوازهء دوران خويش باشد . بىگفتگو ، اين نكته را مىدانست كه تا شخص دانشمند ، فيلسوف نباشد دانشش به كمال نمىرسد . به قول خودش ، چهل بار كتاب مابعد الطبيعه ارسطو را مىخواند ولى مطالب آن را كاملا درك نمىكند تا روزى به حكم تصادف كتابى در اغراض مابعد الطّبيعه از مؤلّفات ابو نصر فارابى به دستش مىافتد و با مطالعهء آن ، به درك گفته‌هاى ارسطو توفيق مىيابد . جهان‌بينى ابن سينا « . . . ابن سينا عقلى مبتنى بر منطق داشت ، بر تعريفات دقيق اهميت مىداد و از بركت كتابها و دانشهاى فراوان و متنوعى كه از خود به يادگار گذاشت مدّتهاى دراز علما و دانشجويان قرون وسطا را به خود مشغول داشته بود ، ابن سينا به اين سؤال كه آيا كليات ( چون انسانيت ، فضيلت و سرخى ) مستقل از جزئيات وجود دارد ، جواب داده و مىگويد اولا كليات پيش از خود اشياء در عقل خدا وجود داشت و اشياء از روى آن به‌وجود آمد ، ثانيا كليّات در اشياء به‌وسيله صورت نوعى آن وجود دارد ، و بعضى از اشياء در عالم طبيعى به صورت معانى انتزاعى در عقل انسانى وجود دارد ولى منفصل از اشياى جزئى وجود ندارد . از پس يك قرن جدل و مناقشه ، متفكرين غرب چون آبلار و اكيناس نيز همين جواب را دادند . . . ابن سينا به قدم عالم معتقد بود و مىگفت « وجود خداوند بر وجود جهان تقدم ذاتى دارد نه زمانى » يعنى جهان در هر لحظه بر علّت مبقيه احتياج دارد كه همان خداست . . . خداوند ماده نيست بلكه از