مرتضى راوندى

241

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

زندگى ازلى به پيوندد . » « 1 » به اين ترتيب مىبينيم كه در قرن چهارم هجرى و قرون بعد همواره فكر و انديشه دانشمندان ، در خدمت دين بود اگر كسى در زمينه‌هاى علمى و تجربى وارد تحقيق مىشد و كشفيّات او با گفته‌هاى مذهبى سازگارى نداشت فورا مسير فكرى خود را عوض مىكرد و قبل از آنكه ضربهء پتك تكفير را به مغز خود احساس كند به جهل و اشتباه خود اعتراف مىكرد . پرهيز دانشمندان از نتايج عملى علم به اين ترتيب متفكران صاحب قريحه نمىتوانستند چنان كه بايد در ميدان مشاهده و تجربه قدم گذارند و از عقل و استعداد و استدلال خود براى حل مسائل زندگى كمك بگيرند . به‌نظر اخوان الصفا : « خداوند متعال ، جهان را چنان ترتيب داده است كه اكثر موجودات طبيعت به دسته‌هاى چهارگانه تقسيم شده‌اند ، مانند چهار طبع كه عبارتند از گرمى و سردى و خشكى و ترى و چهار عنصر كه عبارتند از آتش و هوا و آب و خاك و چهار خلط كه عبارتند از خون و بلغم و صفرا و سودا و چهار فصل . . . ، و جهات اصلى چهارگانه . . . و بادهاى چهارگانه . . . و چهار مركّب كه عبارتند از فلزّات و نباتات و حيوانات و انسان . » در نظر اخوان ، اعداد نه‌تنها داراى رابطه‌اى درونى با كتاب طبيعت است ، بلكه با كتاب وحى نيز رابطه دارد . . . « 2 » رابطه اخوان با علوم مثبته اخوان علوم را به سه قسم كه عبارت از علوم اوليه ( رياضيات ) ، علوم دينى و علوم فلسفى است تقسيم كرده‌اند . در علوم اوليّه : خواندن و نوشتن ، لغت و نحو ، حساب و معادلات ، شعر و عروض ، فالگيرى و اصول سحر و عزايم و كيميا و فيزيك و غيره را مورد مطالعهء نظرى قرار مىدادند . در علوم دينى از علم تنزيل و وحى و تفسير و تأويل و روايات و فقه و جز اينها سخن مىگفتند . و در علوم فلسفى ، از رياضيّات و منطق ، علوم طبيعى و علوم الهى و جز اينها بحث مىكردند . در ميان سلسلهء علوم و معارف بشرى ، به نظر اخوان حساب بر ساير علوم برترى

--> ( 1 ) . نظر متفكران اسلامى درباره طبيعت ، دكتر حسين نصر ، ص 67 و 68 . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 69 .