مرتضى راوندى

237

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

پيروان ديگر مذاهب را كافر بخواند . به‌نظر غزالى يك مسلمان حقيقى غير از اجراى فرايض مذهبى بايد از كار و كوشش و آموزش و پرورش غفلت نورزد . وى مىگفت آن كس كه كار مىكند كمتر از آنكه كار نمىكند مورد اغواى ابليس « 1 » قرار مىگيرد . غزالى موقعى سخن از كار و كوشش مىگفت كه طبقهء ممتاز در ممالك اسلامى تن به كار مثبت نمىدادند و از طفيل تلاش ديگران گذران مىكردند . غزالى مىگفت براى كشف حقيقت بايد به پژوهش و تحقيق پرداخت و مرحله به مرحله پيش رفت و با اين بيان نشان داد كه به آنچه ارسطو گفته نبايد چشم‌بسته گردن نهاد ، بلكه بايد به كمك عقل و منطق به امور مجهول پى برد . به عقيدهء ادوارد توماس انگليسى ، غزالى نخستين كسى است كه با ابراز اين نظريّات در زندان مغز دانشمندان غرب را گشوده و به آنان راه تحقيق و مطالعه را آموخته است . انتشار كتاب مقاصد الفلاسفه و تهافت الفلاسفه غزالى در اروپا و مطالعهء پاسخهايى كه ابن رشد در كتاب تهافت التهافت به وى داده است ايمان متفكرين غرب را به گفته‌هاى ارسطو سست كرد . با اين حال ضمن مطالعه در آثار و افكار غزالى به مواردى برمىخوريم كه وى براى حمايت از دين ، عقل و استدلال را محكوم مىكند . در كتاب « تهافت الفلاسفه » ، غزالى سعى كرده است بسيارى از عقايد و نظريات علمى فلاسفه را رد كند . به‌نظر او ادعاى فلاسفه « داير بر دايمى و ابدى بودن دنيا ، انكار وقوف خدا بر جزئيّات امور ، و انكار معاد جسمانى ، مردود و غزالى آنان را محكوم به كفر و بىايمانى و خروج از اجتماع اسلامى مىكند . در موارد ديگر ، غزالى فلاسفه را فقط به‌عنوان يك رافضى تلقى كرده و مىگويد « اگرچه نظرياتى كه اينها ابراز مىدارند اشتباه است ولى اين اشتباه به‌قدرى خطرناك نيست كه موجب محروم كردن آنان از اجتماع شود . » در عين‌حال ادعاهاى آنان را داير بر اينكه دنيا پايانى ندارد يا ادعاى اينكه آسمانها موجودات زنده‌اى هستند كه از روى اراده به سوى مقصد معينى در حركت مىباشند ، و كارهاى خارق العاده و معجزه ، يا اين نظر كه آشفتگى جريان طبيعت غيرممكن است . رد مىنمايد و از نظر مذهبى صحيح نمىداند . . . . در مورد خدا . . . معتزله يعنى روحانيونى كه تحت تأثير فلسفه قرار گرفته بودند داراى افكارى مبتنى بر اصالت عقل بودند و هرگونه وجود مشخص و متمايز از جوهر هستى مطلق را ، از قبيل صفاتى مانند دانستن ، ديدن ، شنيدن ، صحبت كردن و اراده كردن

--> ( 1 ) . شيطان