مرتضى راوندى

23

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

سير علوم و افكار در عالم اسلام ميزان علوم و اطلاعات اعراب در دوران جاهليّت اعراب چه در دوران جاهليّت چه پس از ظهور اسلام ، در رشتهء علوم و دانشهاى بشرى پيشرفت شايانى نكردند ، اعراب دوران جاهليّت از علوم عقلى و عملى بكلّى بىخبر بودند . زندگى آنان با عقايد و انديشه‌هاى خرافى سپرى مىشد ، مردم ، به عالم غيب و غيبگويى سخت پاىبند بودند و از « كهنه » براى پيش‌بينى آيندهء خود و رهايى از چنگال ارواح خبيثه و غول و جنّ استمداد مىجستند . مهمترين اين كهنه ، مقارن ظهور اسلام « شق » و « سطيح » بودند كه مردم ، در مشكلات زندگى و تعبير خوابها از آنان كمك مىگرفتند ، غير از كهنه ، قيافه‌شناسان ، كه از روى بشره و صورت مردم و خطوطى كه در چهره و ديگر اعضا مىديدند پيش‌بينيهايى مىكردند ، مورد علاقه اعراب بودند . اعراب به اقتضاى محيط نشو و نماى خود و از بركت آسمان شفاف و مسافرت در بيابانهاى شبه جزيره عربستان ، در رشتهء نجوم و ستاره‌شناسى اطلاعات سطحى مختصرى كسب كرده بودند و گاه وزش بادها و نزول باران را پيش‌بينى مىكردند ولى كلدانيان و صابئين كه در سراسر عربستان پراكنده ، و از فرهنگ و دانش بيشترى برخوردار بودند ، از مواقع برجها و منازل شمس و قمر و ديگر احكام نجوم اطلاعات بيشترى داشتند . در رشتهء طب نيز ، عرب جاهليّت سخت بيمايه و بىاطلاع بود . كهنه ، تنها غيبگويى نمىكردند بلكه به كار پزشكى نيز مىپرداختند و حاصل مداواى آنان غالبا مرگ بود ؛ ولى در رشته جرّاحى ، در نتيجه محاربات و جنگها و خونريزيهاى دايمى كه بين قبايل عرب معمول بود اطلاعات و تجاربى كسب كرده بودند ، از جمله زخمها و قرحه‌ها را با داغ كردن معالجه مىكردند . زخم‌خوردگان و مجروحان را از نوشيدن آب منع مىكردند ، گاه سر زخمها را با وسايل ابتدايى كه داشتند به‌هم مىآوردند . يكى از جرّاحان و اطبّاى