مرتضى راوندى

227

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

كند . اخوان ، از لحاظ مراتب معنوى چهار مرحله را طى مىكردند : 1 - اخوان الابرار بعد از 15 سالگى ، اخوان الاخيار بعد از سى سالگى ، اخوان الفضلاء الاكرام بعد از چهل سالگى ، پس از طى اين مراحل ممكن بود كه انسان مستعد مشاهده حق گردد . اين جمعيت با گذشت زمان موفق گرديد كه در ميان طبقات مختلف ، از اولاد ملوك و امرا گرفته تا اولاد صنعتگران و اهل حرف عده‌يى را در هر شهر و ديار در حلقهء ياران خود وارد كند و نماينده‌يى براى ارشاد و هدايت آنان به شهرهاى مختلف گسيل دارد . اين جماعت غير از كتمان اسرار ، موظف بودند كه برحسب مال و دارايى خود به جمعيت و رفقاى خود كمك و مساعدت كنند . تعليمات اخوان الصفا به‌نظر آنها حصول علم از سه راه حاصل مىشود : 1 - از طريق حواس پنجگانه كه انسان و حيوان از خردسالى از آن استفاده مىكنند . 2 - عقل كه خاص انسان است و استفاده از آن بعد از كودكى شروع مىشود . 3 - برهان كه خاص اهل علم است و پس از مطالعات هندسى و منطقى حاصل مىشود . هرچه حواس خمسه احساس مىكنند به قوهء متخيّله مىرسانند و اين قوه ، آنها را به قوهء متفكره منتقل مىكند و در آنجا پس از تشخيص ، به قوهء حافظه منتقل مىشوند تا در موقع لزوم به ياد آيند . قوه ناطقه كه مجراى آن زبان است به‌وسيلهء كلمات ، از محسوسات و معلومات خبر مىدهد . مجموع كتب و رسالات اخوان الصفا به 50 رساله بالغ مىشود كه بر شالوده علوم طبيعى استوار است . و در پس آن اغراض و مقاصد سياسى نهفته است . به گفته « دى بور » اين مذهب مربوط به يك جماعت كوشا و رنجبر است و همهء افراد ، بايد تا دم مرگ به اين مسلك وفادار باشند . به عقيدهء آنها « مرگ در راه اصلاح اخوان جهاد واقعى است . » مركز جمعيت در بصره ، كوفه و بغداد بود و آنها با وسعت نظر مىكوشيدند تا حكمت همهء امتها و انبيا از قبيل ابراهيم ، موسى ، عيسى ، سقراط ، افلاطون ، زردشت ، محمد ( ص ) و على ( ع ) را جمع‌آورى كنند . آنها همان احترامى را كه براى محمد ( ص ) و اولاد او قايل بودند براى امثال سقراط و زردشت نيز قايل بودند و مىگفتند : هر شريعتى كه به صلاح عموم افراد باشد ، دارويى براى نفوس ناتوان خواهد بود . بسيارى از آراء و نظريات انتقادى آنها ، در رسالهء « جانور و انسان » منعكس است . و نويسندگان آن ، براى فرار از تكفير روحانيون قشرى ، مطالب و مقاصد خود را از زبان