مرتضى راوندى
217
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مطرب عشق اين زند وقت سماع * بندگى بند و خداوندى صداع اما ، امام قشيرى و شهاب سهروردى و امثال آنها هنوز از آداب نماز و روزه و تخلّى و گرمابه گفتگو مىكردند . غزالى مىگفت تصوفى كه از روى قرآن و حديث مصطفى ( ع ) نباشد پايهاش استوار نيست . در فهم قرآن و حديث با ديگر علما و فقها و مفسّران بىاندازه تفاوت داشت ، وى حقايق قرآن را بهگونهيى مىفهميد كه از دريافت ديگران ممتاز بود . . . سنخ تصوف او اصلا با تصوفى كه مولوى از كار درآورد متباين است . تصوف غزالى با تقشّف همراه بود نه با تعشّق . . . » « 1 » بهطور كلى غزالى در بعضى موارد تفكر علمى و منطقى داشت و در پارهيى موارد در منجلاب ايداليسم و تفكر غيرعلمى غوطهور بود . « غزالى مىگفت تحصيل علم منطق براى شناختن حدود برهان و شروط قياس لازم است و از نظر فقاهتى هم تا آنجا كه براى فن كلام به كار مىرود زيانى ندارد . . . ابن قيم و ابن صلاح مىگفتند اگر منطق درست بودى بايستى صديق و فاروق رضى اللّه عنهما نيز آن را خوانده و رعايت كرده باشند . اگر بدون منطق وثوق به معلومات بشر ميسّر نيست پس بايد به معلومات عمر و ابو بكر و شافعى وثوق نداشته باشيم . . . » « 2 » « مخالفان غزالى نه تنها منطق بلكه فلسفه را تحريم مىكردند . - غزالى گاه در ايداليسم بر مخالفان خود پيشى مىگرفت . مثلا غزالى حكايت مىكند كه يكى از عرفا در بيابان با درندگان بسر مىبرد تا مقام توكل خويش را بيازمايد . يا مىنويسد كه مردان خدا ، گاه با سرمايهء توكل ، بىتوشه و زاد ، سفر بيابان مىكنند . ابن قيّم مخالف او ، با شگفتى به او اعتراض مىكند و اين حركات جاهلانه را خلاف شرع و عقل مىشمارد و از اين جهات ، منطق او قويتر از غزالى است . . . » « 3 » غزالى به نظر هانرى كربن هانرى كربن ، پژوهندهء فرانسوى ، ضمن بحث در پيرامون آراء و عقايد غزالى مىنويسد : « . . . چيزى كه بيشتر مايهء حيرت است اينكه مردى كه من حيث المجموع متقاعد شده بود كه منطق و استدلال عقلى راه وصول به حقيقت نيست ، معذلك در مشاجرات خود ، به آنها تكيه
--> ( 1 ) . غزالىنامه ، ص 400 . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 425 به بعد . ( 3 ) . تلخيص از همان كتاب ، ص 432 .