مرتضى راوندى
201
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
9 . نام مفسّران قديم ، كه مىگفتند خدا گوشت و خون و اعضاى ديگر دارد همه مىشناسند . اينها به همين اندازه قانع بودند كه بنابر نصّ قرآن : لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ - چيزى مانند او نيست ( شورا 42 : 11 ) . نبايد اعضاى او را مانند اعضاى آدمى تصور كرد . به نظر آنها نمىتوان موجودى تصور كرد كه ماده و جوهر نباشد ، خدا را « عقل خالص » فرض كردن ، بهنظر آنان كفر و زندقت مىبود . دربارهء باورهاى سنّى مآبانه ، هيچ تصوير مستند به قرآن از خدا ، به سادگى تصويرى كه در آيهء قيامت 75 : 23 هست ، ديده نمىشود كه : روز رستاخيز نيكوكاران ، خدا را رودرو خواهند ديد ، اين براى معتزله پذيرفتنى نبود . . . آنهم با آن تفسير صاف و پوستكنده كه در حديث آمده است : همچنانكه ماه چهاردهم را مىبينيد ! . . . بنابراين مسالهء ديدن مادى خدا به چشم سر ، كه معتزله بهوسيله تأويلهاى مجازى از پذيرش واژهگرايانهى آن شانه خالى مىكردند . هستهء اصلى اختلاف ايشان و مخالفانشان گرديد . نتايج شوم تحميل عقيده 10 . سنيّان قديم : قرآن را قديم ، ازلى و نامخلوق مىانگاشتند ، در حالىكه معتزله معتقد به مخلوق بودن قرآن بودند . به قول غولد دانشمند مجارستانى : « هيچيك از بدعتهاى معتزلى به اين اندازه به كشاكش تند نيفتاد و اثرش از مرزهاى مدرسه و دانشجويان به زندگى تودهها كشيده نشد ، مأمون خليفه عبّاسى به طرفدارانش پيوست و همچون پادشاهى خودكامه كه در عينحال پيشواى بزرگ مذهب است دستور پذيرش باور « مخلوق بودن قرآن » را صادر كرد و منكرانش را به كيفرهاى سخت تهديد نمود . سپس معتصم و واثق از اين نظريه پيروى كردند . متكلمان سنّى و جز ايشان كه نخواستند تسليم اين فكر شوند رنج فراوان ديدند . . . جستجو و تحقيق از پيروان مذهب تسنّن و بازپرسى و شكنجهء ايشان و امتحان كسانى كه به اندازهء كافى آمادگى براى قبول خلق قرآن نداشتند برعهدهء برخى قضات و روحانيان نهاده شد كه براى باورپرسى يا ( انگيزيسيون ) آمادگى داشتند ، هيچكس بدون اقرار صريح ، از دست آنان رها و در امان نبود . . . » ( گرفتارى احمد حنبل را قبلا شرح داديم ) . تحديد عقايد در مصر . . . قاضى مصرى بنام محمد بن ابى اللّيث ، در دوران واثق ، ريش آنها را كه نمىخواستند از عقيدت خود ( كه قرآن خلق ناشده است ) دست بردارند مىتراشيد و ايشان را بر الاغى سوار كرده