مرتضى راوندى
200
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
خاص كه در كتاب « تهافت الفلاسفه » و كتابهاى ديگر خود آوردهام روا نيست . . . « 1 » نظرى كلّى به عقايد و نظريات معتزله فهرستى از نظريات معتزله 1 . پيروان مكتب اعتزال ، پل صراط را كه از مو نازكتر و از شمشير تيزتر است و بايد براى رسيدن به جهان ديگر از آن بگذريم ، منكر شدند . 2 . سعى مىكردند نظريهء توحيد را از هرگونه تاريكى و آلودگى باورهاى ارثى تودهها ، مخصوصا در مورد اخلاق و متافيزيك دور سازند . 3 . خدا را عادل مىشمردند . 4 . مذهب ارسطو دربارهء ازليّت جهان ، ناگسستنى بودن قوانين طبيعت ، و انكار علم خدا به جزئيات ، حائلى بود كه متكلّمان خردگراى مسلمان را از شاگردان ارسطو جدا مىكرد . 5 . انسان آفرينندهء كارهاى خود و مسئول آنهاست . 6 . بنا بر اصل كلّى « قاعدهء لطف » بر خدا واجب است كه عادل باشد و در قبال ناملايماتى كه بشر تحمّل مىكند ، در اين دنيا يا در جهان ديگر به او پاداش بدهد ، بدينسان آنها اختيار نامحدود خدا را : لا يسئل عمّا يفعل ، تحت ضابطه درآوردند و خداى فعال ما يشاء كه در عمل خود آزادى كامل دارد و براى بهشت و دوزخ هيچ ضابطه و قاعدهيى قايل نيست از ميدان عمل خارج كردند . به قول غولد ، دانشمند مجارستانى : « معتزلهء عقيدهء عدالت الهى را تا جايى تكامل دادند كه انسان آزاد را در برابر خدايى نهادند كه در كارهايش اختيار تام نداشت . » 7 . معتزله به « بد مطلق » قايل بودند و خرد را ترازوى سنجش خوب و بد مىشمردند ، نه ارادهء خدايى را ، پس « خوب » نه از آن جهت نيكوست كه خدا دستور داده ، بلكه چون خود نيكو بود ، خدا بدان دستور داده است . 8 . بهنظر سنيّان مكتب كلاسيك ، خدا بينا ، شنوا ، خشمگين و خندان است ، مىنشيند ، مىايستد و از دستها ، پاها و گوشهايش ، در قرآن و حديث و متون ديگر گفتگوى بسيار شده است .
--> ( 1 ) . نقل و تلخيص از كتاب علم و تمدن در اسلام ، از ص 337 تا 342 .