مرتضى راوندى

199

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

دين حقيقتى داشت ناچار با اين دقتى كه اينان در اين علم دارند از نظرشان پنهان نمىماند و با كفر و انكارى كه از ايشان شنيده ، پيش خود استدلال مىكند ، كه حق همين كفر و انكار است . . . و اين آفت و زيان بزرگى است كه براى جلوگيرى از آن ، لازم است همه كسانى را كه در اين علوم خوض مىكنند از آن بازدارند . . . و آفت و زيان دوم از جانب كسى برمىخيزد كه دوست اسلام ولى نادان است و چنان گمان دارد كه بايد از راه هر علمى كه منسوب به ايشان است ، به يارى دين برخيزند و به همين جهت منكر همه علوم ايشان مىشود ، و آنان را نادان مىخواند حتى گفته ايشان را درباره خسوف و كسوف انكار مىكند و مىپندارد كه آنچه در اين‌باره گفته‌اند خلاف شرع است . چون چنين سخنان به گوش كسى برسد كه اين گونه مطالب را از طريق برهان ، قاطع مىدارند در برهان خود شك نمىكند ، بلكه چنان معتقد مىشود كه اسلام ، بر جهل و انكار برهان قاطع بنا شده است و به همين جهت ، مهرش به فلسه و كينه‌اش به اسلام افزونتر مىشود و هركس پندارد كه اسلام با انكار اين علوم يارى مىشود ، در حق اسلام جنايتى بزرگ روا داشته است . . . تصور و تصديق اما منطقيّات ، هيچ‌چيز آن نفيا و اثباتا به دين تعلق ندارد ، بلكه عبارت از نگريستن و تحقيق در راههاى استدلال و قياسات و شرايط مقدماتى برهان و كيفيت تركيب آن و شرايط حد درست و كيفيّت ساختن آن است و اينكه علم يا ( تصور ) است و راه رسيدن به آن حد است ، و يا « تصديق » است كه راه شناختن آن برهان است . و در همهء اينها چيزى نيست كه شايسته انكار باشد . . . اگر انكار كنند ، نتيجه‌اش اين مىشود كه كسى كه اهل منطق است در حق عقل انكاركننده اعتقاد بد پيدا مىكند ، و حتى اين بداعتقادى نيز ممكن است در حق اين شخص ، براى مرد منطقى حاصل شود چه تصور مىكند كه دين او به چنين انكارى وابسته است و اما علم طبيعيات ، بحث در اجسام عالم آسمانها و ستارگان است و آنچه زير آنهاست از اجسام مفرد همچون آب و هوا و خاك و آتش و اجسام مركب همچون جانور و گياه و معادن و اسباب تغيير و استحاله و آميختن آنها و اين شبيه است به جستجويى كه پزشك در تن آدمى و اعضاى رئيسه و خادمهء آن مىكند و درصدد يافتن علتهاى گشتن مزاج است و همان‌گونه كه شرط دين آن نيست كه مرد مؤمن منكر علم طب شود ، همين‌طور هم انكار علم طبيعيّات ، جز در موارد