مرتضى راوندى
198
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بازگشت ندارد و به همين جهت منكر روز ديگر و بهشت و دوزخ و رستاخيز و شمار شدهاند و چنين است كه در نزد ايشان نه فرمانبردارى را پاداش است نه نافرمانى را كيفر . . . اينان نيز زنادقهاند چه ريشهء ايمان ، ايمان به خدا و روز ديگر است و اينان با آنكه به خدا ايمان دارند منكر روز ديگرند . صنف سوم ، الاهيان و آنان متأخران از فلاسفهاند و از ايشان است ، سقراط كه استاد افلاطون بود ، و افلاطون كه استاد ارسطو بود ، و ارسطو كه منطق را براى ايشان تدوين كرد ، و علم را پيراست و آنچه را كه از پيش ساخته و پرداخته نبود ، چنين كرد ، و آنچه را كه از علوم كه ناپخته و نارسيده بود به كمال رسانيد ، و اينان همه ، دو صنف دهريان و طبيعيان را رد كردهاند . . . جز اينكه از بازماندههاى كفر و بدعت ايشان چيزهايى براى خود نگاه داشتهاند ، پس واجب است كه همهء آنان را با آن فيلسوفان مسلمان كه پيروى آنان كردهاند ، همچون ابن سينا و فارابى و غير ايشان كافر بدانيم ، ولى بايد دانست كه هيچكدام از فيلسوفان مسلمان ، در نقل علم ارسطو ، به اندازهء اين دو تن ( ابن سينا و فارابى ) توانايى نشان ندادهاند و آنچه ديگران نقل كردهاند خالى از خلط و اشتباه نيست كه مايهء شوريدگى عقل مطالعهكننده مىشود و نمىفهمد كه آنان چه مىخواهند بگويند و چگونه مىشود چيزى را كه فهميده نشده ، رد كرد ، يا پذيرفت ؟ و مجموع آنچه در نزد ما از فلسفه ارسطو درست است ، همان است كه اين دو مرد نقل كردهاند و منحصر در سه قسم است : يك قسم كه بايد آن را كفر شمرد ، قسم دوّم كه بايد آن را بدعت شمرد و قسم سوم آنكه منكر شدن آن واجب نيست . در اقسام علوم فلسفى بدانكه علوم ايشان برحسب هدفى كه ما خواستار آن هستيم شش قسم است : رياضى ، منطقى ، طبيعى ، الهى ، سياسى ، اخلاقى . اما رياضيات ، به حساب و هندسه و علم هيئت عالم تعلق دارد و هيچچيز آن به امور دينى ، نفيا و اثباتا بستگى ندارد بلكه مسائلى برهانى است كه پس از فهم و معرفت آنها ، راهى براى انكار وجود ندارد . و از اين علوم دو زيان برمىخيزد : نخست اينكه هركس در آنها نظر كند ، از دقايق آنها و از آشكارى استدلالات آنها دچار شگفتى مىشود و به همين جهت در حق فلاسفه اعتقاد نيكو پيدا مىكند ، و چنان مىپندارد كه همه دانشهاى ايشان از جهت وضوح و استحكام برهان ، همسنگ با علم رياضى است و چون از كفر و انكار خداى ايشان چيزهايى به گوش او رسيده است به تقليد محض ، كافر مىشود و با خود مىگويد اگر