مرتضى راوندى

189

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

نمىگذارد ، زيرا سلب وظيفه خلقت براى خالق ، در حكم نفى آن است . رازى بنا به قول زاد المسافرين جهان را مركب از اجزاى لايتجزى مىدانست كه فراز آمدن ( انقباض ) و گشاده شدن ( انبساط ) آن اجزاى لايتجزى موجب بروز و تنوّع كيفيت در جهان است يعنى تنوّع كيفى ناشى از تنوع در كميت است . . . علاوه بر رازى ، معتزله هم كه از زمرهء متكلمين هستند ، علىرغم فلاسفه مشاء ايرانى ( مانند فارابى و ابن سينا ) معتقد به وجود جزء لايتجزّى هستند . معتزله معتقد بودند كه نه تنها ماده مفصل است و از اجزاى لايتجزى و خلاء تشكيل شده است بلكه زمان و مكان نيز منفصلند ، خود حركت نيز امرى انفصالى و مركب از نقاطى است كه در ميان آنها سكون است . هرچه سكون بيشتر ، حركت بطئىتر و هرچه سكون كمتر حركت سريعتر است . . . » « 1 » نظرات ابو ريحان بيرونى ابو ريحان بيرونى ( 362 - 440 ) رياضىدان و منجم و جغرافيدان و فيلسوف و سيّاح بزرگ ايرانى و يكى از بزرگترين دانشمندانى است كه تاكنون پا به عرصهء وجود گذاشته‌اند . اهل خوارزم بود و چون در بيرون شهر خوارزم به دنيا آمد به بيرونى معروف شد . اوايل عمر را در خدمت مأمونيان خوارزم و سپس چند سالى را در جرجان در دربار شمس المعالى قابوس و شمگير گذرانيد و كتاب آثار الباقيه را در آنجا در حدود 390 به نام قابوس تأليف كرد - بين 400 و 407 ه . ق به خوارزم بازگشت و مدتى در دربار ابو العباس مأمون ابن مأمون خوارزمشاه زيست . و در زمان شورش خوارزم و قتل خوارزمشاه و لشكركشى سلطان محمود غزنوى به خوارزم در آن ولايت بود ، و سلطان محمود ، در مراجعت به غزنه او را به آنجا برد ( بهار 408 ه . ق ) ، پس از اينكه در غزنه مستقر شد ، چند بار به وطن خود خوارزم سفر كرد و در غالب جنگهاى محمود در هندوستان همراه او بود . و در اين كشور با علما و حكماى هند معاشرت داشت و زبان سانسكريت آموخت ، و ساير اطلاعات خود را وسعت داد و مواد كتاب خود « تحقيق ماللهند » را فراهم ساخت و سرانجام در سن هفتاد و هفت سالگى در غزنه درگذشت .

--> ( 1 ) . تلخيص از كتاب احسان طبرى ، ويژگيها و دگرگونيهاى جامعهء ايران در پويهء تاريخ ، از ص 347 به بعد .