مرتضى راوندى
188
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ساخت . چنان كه گفتيم متأسفانه از آثار و افكار اصحاب هيولى و مادّيون ايران چيز قابل ذكرى به يادگار نمانده و ناصر خسرو تنها از اين گروه دو تن را ذكر مىكند : « اصحاب هيولى چون ايرانشهرى و محمّد زكرياى رازى و جز ايشان گفتند كه هيولى ، جوهرى قديم بوده است ( زاد المسافرين ، ص 73 ) . . . رازى يكى از خلاقترين متفكران قرون وسطا و يكى از برجستهترين ماترياليستهاى خاور زمين است و جا دارد كه ملت ما به داشتن چنين داهى بزرگوارى ببالد ، رازى دفاع از علم و ماترياليسم را در عصرى خشن و جاهل با خريد خطراتى مهيب و قبول اهانتهاى فجيع انجام داد و كسانى مانند ابو نصر فارابى ، ابن سينا ، ابن هيثم ، ابن حزم ، شهيد بلخى ، ناصر خسرو ، امام فخر رازى و غيره يا كتب و رسالاتى در رد عقايد رازى تأليف كردهاند و يا او را مورد اعتراضات دشنامآميز شديد قرار دادهاند . پژوهندگان تاريخ تفكر فلسفى در ايران موظفند ، توجّه فراوانى ، به مطالعهء ارثيّه علمى و فلسفى رازى معطوف دارند . قدم هيولى ناصر خسرو از قول رازى مىنويسد : « هيولى قديم است ، و روانيست كه چيزى پديد آيد نه از چيزى » ( زاد المسافرين ، ص 75 ) . از اين نقل قولها كاملا روشن است كه رازى به ابدى بودن ماده و محال بودن خلق از عدم ، يا به اصطلاح فلسفى « ابداع » معتقد بود . سه جريان فلسفى سه جريان عمدهء فلسفهء يونانى يعنى خطمشى افلاطون ( ايداليسم ) و خطمشى ذيمقراطيس ( ماترياليسم ) و خطمشى بينابينى ارسطو ( ماترياليسم ناپيگير ) در وجود فلاسفه ما منعكس است و مىتوان در اين ميان مثلا ابن سينا را بطور عمده يك مشاء و ارسطويى ( البته با يك سلسله مختصات و تفاوتها ) و رازى را نماينده خطمشى ماترياليستى ذيمقراطيس ( البته آن هم با يك سلسله مختصات و تفاوتها ) دانست . علاوه بر هيولى كه رازى آن را قديم مىداند ، به چهار قديم ديگر معتقد است « محمد زكريا پنج قديم را ثابت كرده است يكى هيولى ديگر زمان سه ديگر مكان ، چهارم نفس پنجم بارى سبحانه و تعالى » ( زاد المسافرين ، ص 73 ) . قديم بودن زمان و مكان كه از صفات لاينفك مادهاند پس از قبول قديم بودن ماده ( هيولى ) حكمى است احترازناپذير ، اما نفس كلى را رازى وسيلهء ارتباط مبداء الهى و هيولى قرار مىدهد . قدم هيولى در زمان و مكان عملا براى مبداء الهى وظيفه و عملى باقى