مرتضى راوندى
174
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ابو العلاء در عين تقوى و پرهيزكارى به كار تعليم و تربيت شاگردان و تأليف و تصنيف كتاب مىپرداخته و كار و فعاليت را ركن زندگى مىشمرده است « و ادين الناس من يسعى و يحترف . » به عقيده اين متفكر بزرگ « ديندارترين مردم كسى است كه كار و شغلى پيشه كند . » « 1 » ابو العلاء با وجود نابينايى از كودكى به فراگرفتن علم مشغول شد و از بركت هوش و حافظه سرشار در علوم عصر خود پيشرفتى تمام حاصل كرد ، در سن يازده سالگى ، به شاعرى پرداخت و با آنكه در آغاز كار از روش متنّبى پيروى مىكرد ديرى نگذشت كه تحت تأثير شرايط محيط ، سيره و سبك خاصى پيش گرفت و بر خلاف شعرا و متفكرين عصر خويش به جنگ با تعبد و تقليد برخاست و فقط به حكومت عقل و استدلال گردن نهاد . آثار منظوم و منثور ابو العلاء زياد بود ، ليكن اكثر آنها به باد فنا رفته و از آن ميان اشعارى بهنام « لزوميات » باقى مانده است كه با مطالعهء آن مىتوان به اصول افكار و نظريات اين مرد حكيم پى برد . كتاب ديگر ابو العلاء « رسالة الغفران » است كه به يكى از ادباى حلب يعنى على بن منصور تقديم نموده ، در اين اثر بزرگ ، شاعر عرب ، على بن منصور را در عالم خيال به بهشت مىبرد تا در آنجا از كليهء ملحدين و كفارى كه از ميان طبقات مختلف به جهاتى مشمول لطف الهى شده و به بهشت راه يافتهاند ديدن كند . در اين ديدار شاعر بلندپايه عرب از زبان ايشان نوادر و حكم و دقايق علمى و اجتماعى بسيارى را بيان مىكند و با لحنى شيرين و مستدل به مردم عصر خود مىگويد راه نجات تنها راهى نيست كه علماى دين مىگويند . اگر در مقام مقايسه باشيم رسالة الغفران او شبيه كمدى الهى دانته ، و بهشت گمشدهء ميلتن مىباشد ، به عقيدهء اين متفكر بزرگ ، مردم روى زمين به دو دسته تقسيم مىشوند : آنها كه عقل دارند و دين ندارند ، و ديگر آنها كه دين دارند ولى از نعمت عقل بىبهرهاند . اثنان اهل الارض ، ذو عقل بلا * دين و آخر دين لاعقل له وى در جاى ديگر مىگويد : شريعتها ميان ما كينههايى برپا مىكنند و اشكال گوناگون دشمنى را ميان ما باقى گذاشتند ، انسان ذاتا كارهاى خوب را براى آنكه خوب است انجام مىدهند نه به خاطر ثواب آخرت .
--> ( 1 ) . عقايد فلسفى ابو العلاء ، فيلسوف معرّه ، تأليف عمر فروخ ، ترجمهء حسين خديوجم ، ص 69 .