مرتضى راوندى

175

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

عقيدهء ابو العلا دربارهء پيامبران و شريعتها « عقيدهء ابو العلا دربارهء پيامبران . . . مانند عقيدهء زكرياى رازى و جمعيّت اخوان الصفاست كه مىگويند : « تمام شريعتها ساخته و پرداخته بشر است » . ابو العلا به هيچ رابطه‌يى بين آسمان و زمين معتقد نيست و پيوند مادى يا معنوى محسوسى ميان خالق و مخلوق نمىبيند و بر تمام فرستادگان مىتازد . و مىگويند كتاب الفصول و الغايات را براى معارضه با قرآن ساخته است ، او مىگويد : « . . . گفته‌هاى فرستادگان را حقيقت مپندار ، كه آنها گفتار دروغى را به هم بافته‌اند . مردم به زندگى خوشى مشغول بودند آنها با آوردن امر محالى زندگى را مكدر كردند . » « 1 » « . . . ابو العلا معتقد است كه انبياء شريعتها را بدون در نظر گرفتن هدف و نتيجه‌يى وضع كرده‌اند و اغلب مذاهب از مثل اعلى ( ايده‌آل ) خالى هستند ، ولى خود آنها تصور كردند كه سعادت بشر ، در اين اديان است ، بدين سبب با مسلكها و اعمالى كه مورد قبول همگان است آنها را پركردند و مردم را بوسيله بهشت و دوزخ فريفتند و گروهى به ميل و خواسته خود اين شريعتها را دسته‌بندى كردند تا اينكه فرقه‌هاى مذهبى به‌وجود آمدند كه هركدام خود را بر حق و ديگران را گمراه مىداند و اين امر ، مخالف نتيجه‌اى است كه از شريعتها و نبوّتهاى واقعى انتظار مىرود . عقل درشگفت است و هيچ خبره و دانشمندى اين خبرها را بررسى نكرده است . چرا بعضى مجوس و مسلمانند و گروهى نصرانى و يهودى شدند ؟ و آتشكده‌ها تعبدا زيارت مىشوند و مسجدها و كليساها معمورند ؟ » « 2 » هر گروهى به خرافاتى پاىبندند ، آيا ممكن است روزگارى ، مردم به حقيقت معتقد شوند . سپس ابو العلا اين موضوع را رها مىكند و از نتيجهء بعثت انبيا پرسش مىكند و مىگويد : « اگر منظور از اين كار اصلاح بشريّت بوده است چرا مردم پس از آمدن انبياء در همان حالتى هستند كه قبل از بعثت آنها بوده‌اند . اندرزگويان بسيار اندرز گفته‌اند و در دنيا پيمبران زيادى به رسالت آمدند و رفتند و مصيبت و مشكلات بشرى همچنان باقى است و درد هنوز تو را رنج مىدهد . . . ابو العلا در اظهار عقيدهء خود دربارهء دين اسلام و ساير اديان صريح و بىباك بوده است : مسلمانان و نصرانيان اشتباه كردند و به حقيقت نرسيدند ، يهوديان سرگردان شدند و مجوسان گمراه گرديدند . مردم دنيا دو دسته‌اند :

--> ( 1 ) . عقايد ابو العلا ، پيشين ، ص 160 . ( 2 ) . عقايد ابو العلا معرى ، ص 164 .