مرتضى راوندى

173

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

تفويض بيرون آورده به مركز « اعتدال » امر بين امرين فرود آيند . . . ناصر خسرو شاعر و متكلم اسماعيلى گويد : « 1 » به ميان قدر و جبر ره راست بجوى * كه سوى اهل خرد جبر و قدر درد و عناست ابو العلاى معرى ( 973 - 1058 م ) ابو العلاى معرى فيلسوف و شاعر عاليقدر عرب در سال 363 هجرى در قريهء معرّة النعمان از قراى حلب متولد شد و در چهار سالگى در اثر ابتلاى به مرض « آبله » از دو چشم كور شد و تا سال 449 كه ديده از جهان فروبست ، به گفته خود ، گرفتار سه زندان بود : « . . . ارانى فى الثّلاثة من سجونى . . . » يعنى خود را گرفتار سه زندان مىبينم : از اين خبر شوم مپرس : كورى و خانه‌نشينى و بقاى روح در تنى پليد . وى پس از فراگرفتن معلومات ضرورى ، به تكميل ادبيات و فلسفه پرداخت . كتب مذهبى عهد قديم و جديد را از راهبان فراگرفت و در محيط فرهنگى بغداد با حكمت يونانى و هندى آشنا شد . چون افكار و انديشه‌هاى اين شاعر عرب در عقايد و آراء بعضى از متفكرين ايران و جهان اسلامى مؤثر افتاده و به احتمال قوى مردانى چون حكيم عمر خيام نيشابورى و ناصر خسرو قباديانى كمابيش تحت تأثير نظريات فلسفى و اجتماعى او قرار گرفته‌اند بطور اجمال به ترجمهء احوال و بيان آراء فلسفى او مىپردازيم : ناصر خسرو علوى در سفرنامه خود ضمن وصف معرة النعمان دربارهء اين مرد متقى ، پركار و شرافتمند چنين مىنويسد : « . . . در آن شهر مردى بود كه وى را ابو العلاء معرى مىگفتند . نابينا بود و رئيس شهر او بود . نعمتى بسيار داشت . . . خود طريق زهد پيش گرفته بود گليمى پوشيده و در خانه نشسته نيم من نان جوين را به نه گرده كرده شبانه‌روز به گرده‌يى قناعت كند . . . اين مرد در شعر و ادب به درجه‌يى است كه افاضل شام و مغرب و عراق معترفند كه در اين عصر كسى به پايهء او نبوده است و نيست و كتابى ساخته آن را « الفصول و الغايات » نام نهاده و سخنها آورده است مرموز . . . او را تهمت كردند كه تو اين كتاب به معارضهء قرآن كرده‌يى و پيوسته زيادت از دويست كس از اطراف نزد وى ادب و شعر خوانند و شنيدم كه او را زيادت از صد هزار بيت شعر باشد . »

--> ( 1 ) . رنج و درد