مرتضى راوندى

170

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ساخته است . ياقوت حموى ضمن شرح‌حال ابن الدهان الوجيه النحوى گويد : سخن وجيه نحوى با كتابدار « . . . محب الدّين محمد بن النّجار گفت : روزى وجيه نحوى به دار الكتب رباط مأمونيه رفت و با كتابدار آنجا ابو المعالى ، احمد بن هبة الله به گفتگو و بحث پرداخت تا آنكه سخن از معرّى به ميان آمد . كتابدار از او به زشتى ياد كرد و گفت كتابى از او در اين‌جا موجود بود و من اوراق آن را در آب افكندم . وجيه پرسيد ، مگر چگونه كتابى بود آن ؟ جواب داد كتابى بود در نقض قرآن ، وجيه گفت كار خطا و نابجايى كردى . مردمى كه آنجا بودند ، از گفتهء وجيه درشگفت شدند . و ابن هبة الله كتابدار نيز خشمگين شد و گفت : آيا مانند تو كسى سزاوار است كه اين عمل مرا خطا بخواند ؟ وجيه جواب داد اين كتاب از دو حال بيرون نبوده يا همپايه قرآن بوده است و معاذ الله كه چنين باشد ، پس عقلا نمىبايد از بين برده شود و اگر در مرتبه‌يى پايين‌تر از قرآن بوده وجودش معجزه‌اى براى قرآن محسوب مىشد ، گروه حاضر سخن او را پسنديدند و ابن هبة الله نيز به خطاى خود پى برد و خاموش گشت . » « 1 » ( ياقوت حموى ، معجم الادبا ، ج 6 ، ص 235 ) . « . . . المؤيد فى الدّين در مجلسهاى 517 تا 522 برخى از گفته‌هاى ابن راوندى را در كتاب الزمرد نقل مىكند و سپس به رد آنها مىپردازد . در مجلس 517 از او نقل مىكند كه گفته است : « عقل از بزرگترين نعمتهاى خداوند است بر بندگانش ، اگر فرستادهء خدا موارد تحسين و تقبيح عقل را تأكيد مىكند ، پس اجابت دعوت او مفيد نخواهد بود و اگر به خلاف عقل حكم صادر مىكند نبوت او قابل قبول نيست . » « 2 » در مجلس 518 از قول ابن راوندى مىخوانيم : « پيغمبر كارهايى را به مردم دستور داده كه با عقل منافات و منافرت دارد ، مانند نماز و غسل جنابت و رمى جمره و طواف گرد خانه‌اى كه نه مىبيند و نه مىشنود و دويدن ميان دو كوهى كه سود و زيانى ندارند . اينها همه چيزهايى است كه عقل آن را صواب نمىشمارد ، زيرا چه فرق است ميان كوه صفا و مروه ، و ابو قيس و حرى - و نيز چه فرق است ميان خانهء كعبه با ديگر خانه‌ها كه فقط در آنجا بايد طواف كرد . » . . . اين بود نمونه‌اى از گفته‌هاى ابن راوندى در كتاب الزّمرد كه المويد فى الدين شيرازى در مجالس خود آورده و آنها را پاسخ گفته است . . . » « 2 » ناگفته نگذاريم كه كليهء افكار و انديشه‌هاى مادى ابن راوندى نيز از طرف مخالفين او

--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 201 به بعد . ( 2 ) . همان كتاب ، از ص 209 به بعد .