مرتضى راوندى

168

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

به چه كسانى زنديق مىگفتند . . . با اين مقدمات روشن مىشود كه مفهوم زندقه و زنديق يك امر ثابتى نبوده بلكه در زمانها و مكانهاى مختلف مفهوم آن تغيير مىكرده ، نه تنها مانويان و مزدكيان و فيلسوفان و منطقيان زنديق خوانده شده‌اند بلكه روافض و اهل اعتزال نيز از اين نسبت بىبهره نمانده و گاه‌گاه چنين عنوانى يافته‌اند . چنان كه بيهقى ، معتزلى و زنديقى و دهرى را در يك رديف ذكر مىكند . ( تاريخ بيهقى ، ص 99 ) . . . . ابن جوزى خود ابو حيّان را در كفر و زندقه همپايهء ابن راوندى و ابو العلاء مىداند و در يكى از كتابهاى خود گفته است : زنديقان اسلام سه تن‌اند : ابن راوندى ، ابو حيّان توحيدى ، ابو العلاء معرى . زندقه و الحاد را فقط از نظر دينى و تاريخى نبايد توجيه كرد ، بلكه بايد جنبه‌هاى روحى و اجتماعى آن را نيز مورد نظر قرار داد . همين ابن راوندى كه ابو الفداء او را به عنوان « احمد الزنديق » ذكر مىكند نخست از متكلّمان مشهور بوده و آثار بسيارى داشته و سپس به عللى با اهل اعتزال مخالف شده و آنان او را از خود راندند و همين راندن ، در او اثر عميق باقى گذارد ، و سپس عمر خود را با فقر و درويشى گذرانيد و به مفاد گفته پيغمبر : « كاد الفقر ان يكون كفرا » كم‌كم شكّى نسبت به مبادى عاليه به دو دست داد . او به چشم مىديد كه نادانان و بىخردان در ناز و نعمت غوطه‌ورند ولى دانايان و فرزانگان براى قوت روزانه خود پريشان‌خاطر مىباشند . اين امور بود كه بر كفر و الحاد او افزود و اين معنى ، از دو بيت مشهور او به خوبى آشكار است : كم عاقل عاقل اعيت مذاهبه * و جاهل جاهل تلقاه مرزوقا هذا الّذى ترك الاوهام حائرة * و صير العالم التحرير زنديقا اعتراض ديگر صاحب‌نظران به مظالم اجتماعى و اقتصادى دوران خود همين درد و ناله است كه با لحن ملايم‌ترى از ناى زندانى يمكان يعنى « ناصر خسرو » برمىآيد : به عز و ناز به گه برنشسته بَد فعلى * بژند و خوار بمانده به دَر نكو سِيرى بدين سبب متحيّر شدند بىخِرَدان * برفت خلق چو پروانه سوى هر نفرى فقر و درويشى و عدم مساوات و عدالت اجتماعى برخى را نسبت به مبادى معنوى و روحانى بدبين كرده و بىايمانى و سستى در دين به بار مىآورده است . مثلا مىبينيم شاعرى به‌نام احمد بن محمد افريقى در پاسخ زن خود كه او را بر نماز نخواندن نكوهش مىكرد گويد : « من با حالت افلاس و درويشى نماز نخواهم خواند ، نماز