مرتضى راوندى

164

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بسوختند . » « 1 » چون حلّاج در آثار و گفته‌هاى خود با اديان و حكومتهاى جابر عصر خويش به سختى و بىرحمانه مبارزه كرده است ، تمام مقامات مذهبى و دولتى كمر به محو آثار و افكار او بستند . ابن مسكويه به اين حقيقت گواهى مىدهد كه در بغداد : « . . . ناشران ، ورّاقان و كتابفروشان را احضار كردند و از آنها تعهّد گرفتند كه ديگر كتابهاى حلاج را نفروشند و منتشر نكنند . . . » « 2 » جسارت و بىباكى منصور حلاج براى آنكه خوانندگان با جسارت و بىباكى او آشنا شوند نمونه‌يى از اشعار او را نقل مىكنيم : پيكار با خدا نكردن ، ديوانگى است * و دل به آشتى او خوش داشتن نافرزانگى « 3 » و در جاى ديگر مىگويد : كافرم بدين خدا ، كفران نزد من هنر بود ، و بر مسلمانان زشت « 4 » در دايرة المعارف فارسى در شرح حال او مىخوانيم : « حلاج سخنان غريب گفت و كتابهاى عجيب تصنيف كرد مانند طاسين الازل ، قران القران و الكبريت الاحمر و اشعارى نيز از او باقى است . غولد خاورشناس مشهور مجارستانى در باب او رساله‌يى تأليف كرده است و لويى ماسينيون نيز در باب اخبار و اقوال او كتابها و رساله‌هاى مفيد پرداخته است . » « 5 » از كارهاى جالب حلاج معارضه با قرآن است - « عمرو مكى » روزى حلاج را در حال نوشتن ديد از او پرسيد چه مىنويسى ؟ حلاج گفت : با قرآن معارضه مىكنم . مكّى بر او نفرين كرد . » « 6 » بنا به روايت ديگر « روزى يكى آيه‌اى از قرآن مىخواند . حلاج گفت مىتوانم همانند آن تأليف كنم . » « 7 » اين جملات با توجه به سوره بقره آيهء 23 كه مىفرمايد : هيچكس را قدرت و توان آن نيست كه سوره‌يى همانند قرآن تقرير كند ، نشانهء بارز الحاد و انقلاب فكرى حلاج است . در كتاب خاندان نوبختى در پيرامون روابط ابو سهل نوبختى و حسين بن منصور حلّاج

--> ( 1 ) . شرح شطحيّات ، ص 455 . ( 2 ) . نگاه كنيد به تجارب الامم ، ابن مسكويه . ( 3 ) . قوس زندگى ، ص 26 و اشعار حلاج ، ص 128 . ( 4 ) . اشعار حلاج ، ص 78 . ( 5 ) . دايرة المعارف فارسى ، جلد اول ، ص 861 . ( 6 ) . رساله قشيريّه ، ص 589 . ( 7 ) . المنتظم فى تاريخ الملوك و الامم ، ج 6 ، ص 160 .