مرتضى راوندى
131
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در شب قدر ( سورهء قدر يعنى سورهء 97 آيهء يكم ) . نظريّات معتزله در مورد قرآن در حالىكه معتزله و پيروان مكتب عقل و استدلال قرآن را حادث و محصول فكر و انديشهء بشرى مىدانستند . جعد بن درهم ، معاصر با هشام بن عبد الملك اموى ، مىگفت قرآن مخلوق است ، ديگران مىتوانند مانند آن و بهتر از آن بياورند . هشام ، بر وى خشمگين شد و او را نزد خالد قسرى امير العراقين روانه كرد و فرمان داد او را به قتل رسانند . خالد او را نكشت و به زندان افكند ولى هشام تأكيد كرد كه هرچه زودتر جعد را بكشند . خالد در روز عيد قربان به نمازگاه رفت و پس از نماز گفت : اى مردم امروز مىخواهم به جاى گوسفند ، جعد را سر ببرم زيرا او مىگويد خدا با موسى سخن نگفت و ابراهيم را به دوستى خود انتخاب نكرد . خداوند بالاتر از اين گفتههاست - سپس جعد را سر بريد و از آن موقع تا زمان مأمون صحبت مخلوق بودن قرآن مسكوت ماند . . . در زمان متوكل اين موضوع اسباب زحمت مردم شد و از آن پس مردم دو دسته شدند و خلفا بر ضد معتزله برخاستند و شاعران و نويسندگان ، آنان را ناسزا گفتند ؛ از آن جمله ابو خلف المعازى ( شاعر ) در بدگويى از معتزله چنين مىگويد : « به خدايى كه آسمان را برافراشته قرآن از آسمان فرود آمده و هركس جز اين بگويد كافر است . . . » « 1 » بعضى از مبلغين و پيشوايان مذهبى اسلام ، با استناد به اين آيه : « وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ . . . » ( سوره بقره ) مىگفتند كه جملات و عبارات فصيح و بليغ و بىمثل و مانند قرآن بهترين دليل است بر اينكه از جانب خدا نازل شده است و چنان كه در سورهء بقره مرقوم است : « اگر شما در خصوص قرآنى كه ما به بندهء خود نازل كردهايم در ترديد هستيد سورهيى مانند آن بياوريد . . . ولى مخالفان در مقابل ، دلايلى ابراز مىكردند كه قرآن مخلوق و ساخته و پرداختهء فكر بشر است » آدمى قادر است نه تنها مثل قرآن بلكه كتابى بهتر از آن به رشتهء تحرير درآورد ، از جمله مزدار كه مردى زاهد و گوشهگير بود قرآن را مخلوق خواند و چنان كه مصنف « شرح المواقف » نوشته است وى مىگفت كه عرب كتابى كه بهتر از قرآن باشد « احسن منه » مىتواند نوشت و شهرستانى در « ملل و نحل » دربارهء او مىگويد : « ابطاله اعجاز القرآن من جهة الفصاحة و البلاغة » يعنى او باطل كرد اين امر را كه قرآن به حكم فصاحت و بلاغتى كه دارد معجزه باشد ، نظّام نيز كه از فرقهء معتزله بود قرآن را بىمثل و مانند نمىدانست .
--> ( 1 ) . جرجى زيدان ، ج 4 ، ص 175 .