مرتضى راوندى
119
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
و احكام شرع شكافى بهوجود آورد . فرقه معتزله در مشاجرات مدارس بصره و بغداد ، در مباحث دقيق و لطيف ، تمام نيروى خود را بهكار برده بود . از معاصرين ابن سينا ابو الحسن بصرى آخرين كسى است كه تعاليم آنها را مستقلا مورد بحث قرار داد و بعضى نكات مبهم را روشن نمود . . . » « 1 » عبد الرزاق لاهيجى ، در مقدمهء گوهرمراد با بيانى ساده و گويا ، نظريات مختلفى را كه بين متفكران قرون اوليه اسلامى در مسائل مذهبى وجود داشته است بيان مىكند : « . . . گفتگو در اصول توحيد و ساير معارف دينيه نفيا و اثباتا متعارف شده از گفتن به نوشتن رسيد ، و به تدوين انجاميد و مباحثه كتب مؤلفه شايع شد . . . اين گفتگو را مسمّى به علم كلام گردانيدند و اتباع « و اصل بن عطا » به سبب اعتزال ( يعنى گوشهگيرى از استاد حسن بصرى ) مسمّى به معتزلى شدند و اين جماعت ، راى عقلى را بنيان نهادند . آيات و احاديثى كه مضمونش به حسب ظاهر موافق آراء و عقول ايشان نمىبود به تأويل آن بر نهج قوانين عقلى مبادرت مىنمودند و طايفهء مخالف ايشان تمسّك به حفظ ظاهر نموده منع تأويل مىنمودند و تأويل و رأى معتزله را بدعت در دين مىدانستند . ابو الحسن اشعرى پيشواى « اشاعره » تا ظهور ابو الحسن اشعرى كه . . . بعد از مباحثهء بسيار ، ترك اعتزال نموده و طريقهء اهل سنت و جماعت را اختيار نمود و در تقرير مقاصد آن جماعت ، كه به غايت بىرونق بود ، سعى بليغ بهجاى آورد . . . اما قواعد اعتزال بنابراين كه مبنايش بر اصول عقلى است ، اكثر بر قوالب حق ريختهتر ، و به طريق صواب نزديكتر است . . . هر آينه معتزله را از مطالعه كتب حكميّه قدرتى تمام و قوّتى مالاكلام در فن كلام حاصل شد و طايفه اشعريّه بر اين معنى مطلع شده براساس اين منطق كه هرچه درصدر اسلام معمول نبوده بدعت است ، با نوآورى مخالفت ورزيدند . . . مذّمّت حكمت در اسلام از اشاعره ناشى شد . . . » « . . . ائمه اعتزال و پيشوايان اين مذهب ، غايت مقصودشان درآوردن اصول دين به يك ضرورت علمى و منطقى و بحث در ذات و صفات واجب الوجود و احوال ممكنات از مبدأ و معاد بر وفق شريعت اسلام بود است ، و فعاليت علمى اين فرقه از قرن دوم هجرى آغاز شد و با آنكه مصدر خدمات ذيقيمتى به اسلام گرديدند به جرم استفاده از مبانى فلسفى يونانيان و ايرانيان و هنديان ، همواره مورد بغض و نفرت مسلمين بودند و آخر نيز با غلبهء اهل حديث و فقها و متشرعين ، فرقه معتزله راه زوال پيمودند . . . »
--> ( 1 ) . تاريخ ادبى براون ، ج 1 ، ص 425 .