مرتضى راوندى

117

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مطلب ديگر اينكه ، شرايع انبياء ، منسوخ مىشود ، يعنى هر پيغمبرى شريعت پيغمبر ديگر را نسخ مىكند و به قدرى در تبليغ و قبولاندن مذهب خويش اصرار و اهتمام مىورزد كه مردمانى كه آن را قبول ندارند همه را گمراه ، مرتد ، كافر و مستحق جهنّم قلمداد مىكند ، و در نتيجهء اين روش ، جنگها به‌پا مىشود و خونها ريخته مىشود ، چگونه مىتوان تعقل كرد ، شخصى كه از جانب خدا مبعوث مىشود و با پيروان مذاهب ديگر ، چون در امور فرعى و جزئى اختلاف دارد به جنگ برخيزد . همه مىدانيم كه مقصود از نماز ، فقط تضرع و خشوع در پيشگاه خداست . اين مقصود از طريقهء نماز عيسويها ، يهوديها و زردشتيها نيز حاصل مىشود . حال اگر پيغمبرى فقط طريقهء خود را طريق حق اعلام كند ، و روش ديگران را غلط و باطل قلمداد نمايد ، چگونه مىتوان او را منصف و عادل خواند . مقصود اصلى مذهب ، اعتقاد به خدا و اجراى عمل خير و احتراز از كارهاى زشت است ، و مراد نهايى از انجام اصول و فروع دينى ، تقوا و پرهيزگارى است . حال معلوم نيست كه چرا بعضى از پيغمبران ، علاوه بر اينها ، اقرار به نبوت خود را هم جزو ايمان قرار مىدهند ، و مىگويند هركس كه پيغمبرى آنها را قبول ندارد ولو آنكه موحّد و نيكوكار باشد ، نجات نخواهد يافت و متدين واقعى نيست و اين امر صريحا بر خلاف عقل است . مذاهبى كه امروز مورد قبول عده‌يى از مردم است در تمامى آنها مسائل بىپايه و حرفهاى قابل اعتراضى يافت مىشود ، يهود براى خدا همان صفاتى را قايل است كه در انسان موجود است . مثلا خدايى كه يهوديان عقيده دارند طبق مندرجات تورات گاه چشمانش درد مىگيرد ، گاه به آزار بندگان خود برمىخيزد . عيسويان قايل به ابوت و حلول و اتحادند . زردشتيان معتقد به دو خدا هستند . ( يزدان و اهريمن ) . نظر فخر رازى علامه شبلى نعمانى مىگويد در قرآن راجع به جبر و قدر ، آيات زياد و متناقض و متعارض هم موجود است تا جائى كه امام فخر رازى در اين مورد صريحا مىنويسد : انّ القرآن مملو من الجبر و القدر و روايات الوارده فيها اكثر من عدد الرمال و الحصى و لا شك انما متناقضة و انّ التوفيق بينما لا تحصل الا بتعسف شديد و هذا يدلّ على ان صاحب هذ الكتاب كان مضطرب الرأى فى الجبر و القدر غير جازم باحد الطرفين . يعنى : قرآن پر است از جبر و قدر ، روايات وارده در اين دو مورد به اندازهء ريگها و