مرتضى راوندى
112
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اسلام را قبول كند ولى در اعمال سهلانگارى كند يعنى نماز نگزارد و روزه نگيرد ، پيروان اين مكتب معتقدند كه چنين كسى بىدين نيست . البته همهء سران عالم اسلام تا اين حد سعهء نظر نداشتند و آزادانديش نبودند ، چنان كه قاضى شريك شهادت امام ابو يوسف شاگرد ابو حنيفه را براى اين قبول نداشت كه او نماز را داخل در حقيقت ايمان نمىداند و بسيارى از محدثين از ابو حنيفه براى اين ، در خشم بودند كه او قايل است كه اعمال جزو ايمان نيست ، اين سوءتفاهمات و غلطفهمىها سالها دوام داشت تا سرانجام در عهد شكفتگى تمدن عباسى تا حدى روح گذشت و تساهل در مردم پديدار گرديد و مسلمانان قبول كردند كه « لا نكفر احدا من اهل القبله » يعنى ما هيچ يك از اهل قبله را كه در آن احزاب و فرق زيادى داخلند كافر نمىدانيم . فرقه مرجئه كه زمانى از طرف محدثين ، فرقه گمراهى شناخته مىشد و حتى شهادتشان مقبول نبود رفتهرفته مورد قبول اهل دين قرار گرفتند تا جائى كه « ذهبى » در ميزان الاعتدال در حق آنها نوشت . . . ارجاء مذهب عدهيى از علماى عالىمقام است و تعرض بر قايلين آن سزاوار نيست و نيز محدّث خطابى مىنويسد : « كسانى كه بدعت در دين گذاشتهاند يا تأويل كرده و به خطا رفتهاند كافر نيستند . . . و شهادتشان مقبول است . امام غزالى و امام فخر رازى اين اختلافات را مبانى كفر و اسلام قرار ندادند . « 1 » چند قرن بعد حافظ به اختلاف عقايد و نظريات مردم اشاره مىكند و مىگويد : متاع كفر و دين بىمشترى نيست * گروهى « اين » گروهى « آن » پسندند جنگ 72 ملت همه را عذر بنه * چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند توجّه به علوم مثبت و ثمربخش نطفههاى تفكر علمى در شرق علّامه اقبال لاهورى ضمن بحث در پيرامون روح فرهنگ و تمدن اسلامى مىنويسد : « همراه با پيشرفت فكر رياضى در اسلام ، انديشهء تكامل به تدريج شكل مىپذيرد . « جاحظ » نخستين بار به اين مطلب اشاره كرد كه در زندگى مرغان ، در نتيجهء مهاجرت ، تغييراتى پيدا مىشود ، پس از آن « ابن مسكويه » كه از معاصران بيرونى بود ، به آن ، شكل يك نظريهء قطعىتر داد
--> ( 1 ) . تلخيص از تاريخ علم كلام ، از ص 18 تا 21 .