مرتضى راوندى

92

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

دين و آيين خود به عبادت مشغول بوده احدى مزاحمت به حال ايشان نرساند و متوفّاى خود را در اراضى موات بىصاحب دفن نمايند . . . و احدى مزاحمت به حال ايشان نرساند . . . » « 1 » قرائن و امارات نشان مىدهد كه در عهد شاه سلطان حسين - كه شهريارى فاسد ، نالايق و بىسياست بود - بنيان آزادى عقايد مذهبى نه‌تنها براى اهل تسنّن بلكه براى پيروان ديگر اديان متزلزل شده بود ، تا جايى كه لوئى چهاردهم طى نامه‌يى از شاه سلطان حسين تقاضا مىكند كه به عمّال خود دستور دهد كه مزاحم نصارا و ارامنهء الكاى نخجوان نشوند ؛ شاه سلطان حسين در پاسخ او مىنويسد : « در باب خليفه سزاريلى و نصاراى فرنگى ، خصوصا پادريان سياه‌پوش ، قبلا به حكام و مأمورين دستور داده‌ام . . . » « 2 » وضع اجتماعى و اقتصادى ايران در عهد صفوى حكومت دويست و پنجاه سالهء صفوى با تمام جنبه‌هاى نيك و بد آن از بركت امنيت و ثباتى كه در سراسر كشور پديد آمده بود ، به رشد تدريجى اقتصاديات كمك كرد ؛ جلوگيرى سلاطين صفوى از حملات پياپى اقوام وحشى ، موجب توسعه شهرها و گسترش آباديها و افزايش جمعيت و پيشرفت شايان توجه صنعت و بازرگانى گرديد . « . . . راههاى كاروان‌رو در درون كشور ساخته شد ، و شهرها و آباديها و بناها و مدرسه‌ها و مسجدها و رباطها و كاروانسراهاى بسيار در همه سوى ايران احداث گشت . در كارهاى صنعتى و هنرى و معمارى ، آنچنان پيشرفتى فراز آمد كه آن دوران را از ممتازترين زمانهاى تاريخ ايران ساخت . نخستين درخششهاى اين دگرگونى را مىتوان از همان اوان پادشاهى شاه اسماعيل ، فراديد آورد ، چنان كه در دوران قدرت او شهرهايى مانند اردبيل و تبريز و خوى و اصفهان رو به گسترش گذاشت . اردبيل شهر مقدس صفويان و آرامگاه نخستين پيشواى صوفيان سرخ‌كلاه بود و مردم بسيار از ديارهاى گوناگون با آهنگ زيارت شيخ صفى الدّين به آنجا مىآمدند و از اين راه بر ثروت آن مىافزودند . شهر « خوى » مركزيّت سپاهى داشت ، و بنايى به نام دولتخانه ( مركز كاخ شاهى و كارهاى دولتى و ديوانى ) در آن برپا بود كه با دولتخانهء « تبريز » كوس برابرى مىزد . تبريز كه نخستين پايتخت صفويست پيش از شاه اسماعيل از فعاليّتهاى عمرانى

--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 65 . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 77 .