مرتضى راوندى
84
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ايرانيان در قادسيّه خوردند و مزهء سختسريهاى قزلباش و روحانيان بىايمان زمان شاه عبّاس اوّل و دوّم را ، مردم اين مملكت در جنگ گلونآباد چشيدند ، كه جوجه را در آخر پائيز مىشمرند . » « 1 » فشار شديد به عيسويان ايران چنان كه ضمن تاريخ سياسى ايران در عهد شاه عبّاس يادآور شديم ، شاه عبّاس پس از آنكه از حركت سپاه عثمانى به جانب ايران آگاه شد ، تصميم گرفت شهرهاى آباد ارمنستان را ويران كند و تمام مردم آن سرزمين را به خاك ايران كوچ دهد تا سربازان ترك به علت فقدان وسايل زندگى از پا درآيند و مجبور به عقبنشينى گردند . « آنتونيو دوكووآ » در كتاب خود شرح اين ماجراى خونين و رقّتآور را چنين بيان مىكند كه سربازان با شمشيرهاى كشيده به دهكدهها مىرفتند و كدخدايان را احضار مىكردند و به سر شاه قسم مىخوردند كه اگر تا چند ساعت مردم را كوچ ندهند ، سر خود و زن و فرزندانشان بريده خواهد شد ؛ بدين ترتيب ، مردم بيچارهء ارمنستان با گريه و زارى و استغاثه به راه افتادند ، زنانى كه شوهرانشان در بيگارى براى شاه كشته شده يا مرده بودند ، نمىدانستند با 5 يا 6 كودك چه بكنند . از آن جمله بعضى بر زمين مىافتادند و با بوسه ، خاك وطن را وداع مىكردند ، چيزهايى مىگفتند كه دل سنگ را آب مىكرد . . . بيش از 60 هزار نفر از قصبهها و شهرها به حركت درآمدند . . . در راه ، اين قوم تيرهبخت دچار سرماى زمستان شدند و چون غالبا غارتزده و بىبرگ بودند از سرما آسيب فراوان ديدند . . . دچار قحط و غلا شدند ، كار به جايى رسيد كه به خوردن مردگان رضا دادند ، سپس چون مرده نبود ، به خوردن اطفال خود پرداختند و كمكم كار به خوردن مدفوع انسان و حيوان كشيد . . . » « 2 » چنانكه ضمن تاريخ سياسى عهد شاه عبّاس بيان كرديم ، در يك لشكركشى انتقامجويانه به گرجستان شرقى در حدود يكصد هزار نفر از مردم اين منطقه به ايران رانده شدند . « آنتونيو دوگوآ » مىنويسد : « شهرهاى معمور و آبادى نظير ايروان و نخجوان و شروان و فارس خراب و غارت گرديد ، كليساها به اصطبل مبدّل شد ، آثار مقدّس مذهبى را شكستند و سوختند و زنان و مردان و كودكان را به بردگى بردند ؛ عدّهء كثيرى از ارامنه را به گيلان و مازندران كوچ دادند كه اكثريت آنها به علت ناسازگارى محيط يا وضع مزاجى جان سپردند . » شك نيست كه ريشهء اساسى اين مظالم و بيدادگرىها - غير از رواج جهل
--> ( 1 ) . آسياى هفت سنگ ، دكتر باستانى ، ص 156 به بعد . ( 2 ) . زندگى شاه عبّاس اول ، ج 3 ، ص 202 به بعد .