مرتضى راوندى
73
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اينها خدايان ما هستند ؛ آدميان و حيوانات ، نخستين خدايان ما ، هموطنان ما هستند كه بايد اوّل آنها را عبادت كرد . . . » « 1 » اين تعاليم در بيدارى ملّت و احياى استقلال اين كشور باستانى بىتأثير نبوده است . اكنون برمىگرديم به ايران و بار ديگر تحديد عقايد و افكار و مظالمى كه از اين رهگذر به مردم اين مرزوبوم در عهد صفويّه و قرون بعد وارد آمده است ، مورد مطالعه قرار مىدهيم : قتل يك عيسوى باايمان تاورنيه سيّاح معروف فرانسوى ( 1605 - 1686 ) به اشارهء شاه صفى « رودولف » از مردم شهر زوريخ را كه در ساعتسازى مهارت داشت ، از قسطنطنيّه به اصفهان آورد و اين مرد هنرمند ساعتى كوچك و ظريف به اندازهء يك اشرفى ساخت كه سرانجام به حضور شاه صفى تقديم كردند و شاه از داشتن چنين ساعتى سخت شادمان بود ؛ تا روزى اين ساعت از كار افتاد ، رودولف را جهت تعمير به قزوين فرستادند و او فورا ساعت را تعمير كرد . شاه صفى هنر او را پسنديد و با تعيين مقرّرى او را به خدمت خود گماشت . رودولف هر روز صبح به خدمت شاه مىرسيد و مورد عنايت مخصوص بود . تا اينكه رودولف پس از چندى دريافت كه جوانى خاطرخواه زن اوست و شبهايى كه او به مهمانى مىرود ، مزاحم زن او مىشود ، چون جوان به تذّكر رودولف ، اعتنايى نكرد و يكى از نوكرهاى او را مضروب ساخت ، به دست رودولف كشته شد . رودولف ، قبل از ديگران اين واقعه را به شاه صفى اعلام كرد و شاه بر او خرده نگرفت و عمل او را تنفيذ كرد ، ولى اعتماد الدّوله كه به جهاتى كينهء رودولف را در دل داشت ، موضوع را با آب و تاب بيشتر به عرض رسانيد و گفت يگانه راه نجات رودولف اينست كه مسلمان شود والّا چون كافرى ، مسلمانى را كشته است ، بايد كشته شود ؛ شاه با اينكه سخت به رودولف علاقه داشت موقع را مغتنم شمرد و بر آن شد كه از راه تهديد ، وى را به قبول اسلام مجبور كند . پس وى را فراخواند و گفت : يا بايد مسلمان شوى و يا به قصاص قتلى كه مرتكب شدهاى از دم تيغ بگذرى ، رودولف با عزمى جزم گفت : « من هرگز مسلمان نخواهم شد . . . » چون اصرار شاه و درباريان مؤثر نيفتاد ، او را به زندان بردند و به گردن او پالهنگى نهادند ، هشت روز بعد شاه او را احضار كرد و گفت : اگر مسلمان شوى ، دو هزار تومان به تو انعام مىدهم ، ولى رودولف در اظهار تعلّق به آيين مسيح بيش از پيش پافشارى به خرج داد . ناچار شاه بار ديگر او را روانهء زندان نمود ؛ در حالى كه در پس
--> ( 1 ) . همان كتاب از ص 157 به بعد و از ص 163 به بعد .