مرتضى راوندى
65
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
فعاليّت سياسى عايشه : « و آنچه درباره خبث و فحش درباره عايشه نسبت به شيعه كردهاند ، حاشا . . . اما چون عايشه مخالفت امر « و قرن فى بيوتكنّ » نموده ، به بصره آمده و با حضرت امير ( ع ) ، جنگ كرد به حكومت حربك حربى . . . حرب حضرت امير ( ع ) حرب حضرت پيغمبر ( ص ) است ، محارب حضرت پيغمبر ( ص ) مقبول نمىتواند بود ، بنابراين مورد طعن شده . . . وجهى كه براى حليّت قتل و غارت ساكنان مشهد مقدّس فرمودند ناتمام است . . . على اى حال ، مزاج پادشاهان همچون آتش است و لايق علماى كرام آنست كه به زلال « موعظهء حسنه » تسكين التهاب آن آتش فرمايند تا خلق نسوزند ، نه آنكه به باد فتنه ، آن آتش را مشتعل سازند و اصل و فرع نهال اعمار و آمال بندگان خدا را سوخته به خاك مذلت اندازند . . . و ظاهر است كه از اين فتوىهاى بىملاحظه براى سپاهى بهانهء اهتمام در استيصال بندگان ملك علّام بههم مىرسد و استيصال ايشان اگرچه كافر باشند ملايم حضرت اللّه تعالى كه در كمال حلم است نيست . . . » « . . . به هرحال چون اكثر مفاسد عالم بلكه تمام آن از اغراض فاسدهء دنيويّه است و مناسب آنست كه ارباب فضل از اين اغراض منزّه باشند ، لايق آن بود كه بعد عمرى كه افاضل ماوراء النهر به حوالى مشهد مقدّس تشريف آوردهاند ، فقير را به شرف حضور مشرّف و مسرور سازند و اگر به واسطهء قهّارى و نوّاب خاقان فريدونشان ، فقيران از شهر بيرون نتوانند آمد ، ايشان لوازم احترام حضرت امام را بهجاى آورده به سعادت زيارت حضرت ، مستسعد شوند و فقيران به بركت صحبت ايشان فيروزى يابند و اين معنى به وجود نامده فتوى به قتل فقيران دادند بارك اللّه اعظم اجوركم و اصلح اموركم . مكن مكن كه ره جور را كناره نباشد * مكشمكش كه پشيمان شوى و چاره نباشد و السلام على من اتبع الهدى . . . » « 1 » مذهب شاه عبّاس : شاه عبّاس چندان به رعايت اصول مذهبى و اخلاقى پاىبند نبود ؛ ميگساريها و قتل و كشتار بيگناهان مؤيّد اين معنى است . ويل دورانت مىنويسد : « گاهى شاه عبّاس به اين فكر مىافتاد كه « 2 » همهء مذاهب را بهصورت واحدى درآورد و صلح را در آسمان و زمين برقرار سازد و گذشته از اين ، در موارد واقعبينى از تعصّب شيعيان براى تقويت روحيّهء ملّى استفاده مىكرد ، وى ملّت خود را تشويق مىكرد كه مشهد را به منزلهء مكّهء خود بدانند و به زيارت آن بروند و خود او مسافت هشتصد ميل راه ميان اصفهان و مشهد را پيمود تا اخلاص و هداياى خود را عرضه كند . . . » « 2 »
--> ( 1 ) . تلخيص از اسناد و نامههاى تاريخى دورهء صفويه ، تأليف دكتر ثابتيان ، از صفحهء 232 تا 250 و جلد هشتم روضة الصّفاى هدايت ، از ص 238 به بعد . ( 2 ) . آغاز عصر خرد ، ص 563 .