مرتضى راوندى

66

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

نمونه‌يى ديگر : در سال 1002 هجرى يعنى در هفتمين سال سلطنت شاه عبّاس اوّل ، منجّمين اعلام كردند كه خطرى مقام سلطنت را تهديد مىكند . پس از مشورت با شاه عبّاس قرار براين نهادند كه در سه روزى كه « تأثير قرآن و تربيع نحسين » است ، شاه خود را از سلطنت خلع نمايد و استاد يوسفى تركش‌دوز را ( كه با جمعى ديگر به نام الحاد گرفته بودند ) براى مدت سه روز بر اريكهء سلطنت نشانند و سپس او را به قتل رسانند ، اينك ببينيم استاد يوسفى كه بود : « استاد يوسفى تركش‌دوز ، پيرو مذهب نقطوى بوده است و نقطويها ، چنان كه قبلا گفتيم ، يكى از فرقه‌هاى مسلمان بوده‌اند كه در قرن دهم هجرى در هندوستان مقام و اعتبارى تحصيل كردند ، و شيخ ابو الفضل پسر شيخ مبارك كه در هندوستان به منصب وزارت جلال الدّين محمّد اكبر پادشاه رسيد ، از پيشروان اين مذهب بود و منشورها و رساله‌ها مىنوشت و به ايران مىفرستاد و مردم را به مذهب خود دعوت مىكرد ، و در ايران اين طريقه اندك شيوعى داشت ، در عالم آراى عبّاسى گفته شده است كه اين طايفه به مذهب حكما ، عالم را قديم شمرده‌اند و اصلا اعتقاد به حشر اجساد در قيامت ندارند و مكافات حسن و قبح اعمال را در عافيت و مذلّت دنيا قرار داده و بهشت و دوزخ همان را مىشمارند . تأثيرى كه اين اعتقاد در عمل نقطويها داشته است ، از قرار معلوم اين بوده است كه وسيع المشرب شده بودند ، يعنى شراب مىنوشيدند ، و رسوم شرع را منظور نمىداشتند و سخنانى مىگفتند كه ساير مسلمين آنها را به « كلمات واهيّه و انحراف از جادهء شريعت و افتادن به راه الحاد » تعبير مىنمودند . » درويش خسرو قزوينى نيز يكى از پيروان اين مسلك بود كه در ابراز عقايد خود ، راه احتياط مىسپرد ، با اين حال پس از يوسفى ، اين مرد ، مورد تعقيب قرار گرفت ، شاه عبّاس پس از معاودت از سفر لرستان درويش خسرو را حاضر ساخته ، علما را جمع كرد و امر داد ، به تفحّص حال او بپردازند ، مىگويند كه در تكيه‌اش خمهاى شراب يافتند و از اين راه حكم كردند كه وسيع المشرب و بد اعتقاد است و رسوم شرع را منظور نمىدارد ، اما براى نقطوى بودن او همين سند كافيست كه « از غايت اشتهار در محكمه باطن مبارك اشرف ، درجهء ثبوت يافته بود . » به جهت ترويج شريعت غرّا حكم به قتلش فرمود ، از جهاز شتر به حلق آويخته ، در تمامت شهر قزوين گردانيدند . در ساوه طبيبى بود موسوم به مولانا سليمان ساوجى و شهرت داشت كه او هم از اين طايفه و اعلم آنهاست . . . علما او را به حبس محكوم كردند . . . تا آنكه بندگان اشرف از رسوخ اعتقاد و شريعت‌پرورى ، قتل او را راجح دانسته به ياران ملحق كردند ، در كاشان