مرتضى راوندى
618
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مىگذرد ، ماجراى تغيير لباس و كلاه ، كشف حجاب ، برخوردهاى صنفى ، انتخابات ، نظام ادارى و حكومتى ، رابطهء شهر و روستا و سلسله روابط مردم با قدرت جابرانهء مستقر ، كشف و روشن شده است . - آهو خانم در واقع غمنامهء زن ايرانى است . و سند محكوميت سرنوشتى كه در سالهاى روايت شده براى زنان وجود داشته است . » صادق چوبك « سنگ صبور : شيوهء نقل داستان ، حديث نفس آدمهاى كتاب است در ذهن خود . اين التزام ساخت ، مشكلى را بر نويسنده تحميل كرده و درعينحال بيان او را به قلمرو مطلوب و تخصصىاش رهنمون شده است . هريك از آدمها مىتوانند با آزادى كامل حرف بزنند ( چون در خاطرشان حرف مىزنند ) اما هريك از آدمها مكلفند زبانى كاملا مستقل ( با لغات و كلمات طرد شده ) و مسائلى متناسب با سجاياشان داشته باشند . صادق چوبك از پس اين مشكل به درستى برآمده و يكى از رمانهاى استادانهء ادبيات فارسى را پرداخته است . داستان در شيراز مىگذرد . حدود سال 1312 . در خانهى همسايهدارى ، گفتم كه داستان حديث نفس مستأجران است . مستأجر نخست ، احمد آقا ، روشنفكرى است با تلخنگرى و ذهنيتگرايى روشنفكران روزگارش ، كه طبعا از هر اقدام عملى معذور است . احمد آقا در كنج اتاقش با عنكبوتى كه به او « آقا مولوچ » نام داده بحث مىكند و اغلب دربارهء وسوسهها ، دشواريها و وظايف يك « نويسندهء گداها » . مستأجر ديگر « گوهر » زن جوانى است كه براى معاش خود و پسر خردسالش « كاكل زرى » تنفروشى مىكند . گوهر در گذشته همسر حاجى متمكنى بوده است . روزى در شاهچراغ آرنج زائرى به بينى كودك مىخورد و او خون دماغ مىشود . اين پيشآمد ، با تلقين و تفتين هووهاى گوهر ، منتهى به اثبات حرامزادگى كودك مىشود ؛ پس حاجى زن را طلاق مىدهد و او را با فرزندش از خانه بيرون مىكند . گوهر احمد آقا را دوست دارد و احمد آقا نيز ضمن آنكه گاه گدار از وصال او تمتعى مىبرد به او و كودكش علاقمند است ، اما هيچگاه نمىتواند تصميم گيرد و براى نجات آنها با گوهر ازدواج كند . ما حديث نفس گوهر را در كتاب نداريم . ظاهرا داستان از جايى شروع مىشود كه او به قتل رسيده ، در عوض ذهنيات كاكل زرى را داريم كه با زبان طفلانه و لهجهء شيرازى قصهء مشتريان هر شبهء مادرش را با منطق سادهء خود توجيه و تفسير مىكند .