مرتضى راوندى
564
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
آزاد بخت : « خالد ، يحيى ، فضل و جعفر همه جواهرهاى گرانبها و پولهاى سرشارى كه صد سال در بتكدهء نوبهار جمع شده بود ، مثل ريگ نثار اين عربهاى موشخوار كردند و به هر شاعر بىسر و پا ثروتهاى هنگفت بذل و بخشش كردند و در نتيجه بغض و كينه و حسادت آنان را براى خودشان خريدند ، اصلا هارون به دم و دستگاه ، به پول ، به فكر ، به جاه و جلال و حتى به طرز و آداب زندگى ما حسد مىبرد ، به وجود برمكيان حسد مىبرد ، به كارآمدى آنها حسد مىبرد ، نه او بلكه همهء عربهايى كه دور ما كار مىكنند و تملقمان را مىگويند ، همه دشمن خونى ما هستند و منتظر يك اشتباه هستند تا انتقام نژاد خودشان را بگيرند . » روزبهان : « اشتباه است ، برمكى و پسرانش با خليفه ساختند و به آيين آنها گرويدند تا بتوانند در افكار و اعمال آنها نفوذ پيدا كنند و دين آنها را ضعيف بكنند و خردهخرده از بين ببرند ، از نو پرستشگاه نوبهار را بسازند و مردم را به كيش بودايى دعوت كنند و به خليفه بشورند . براى همين بود كه آنها كوشش كردند تا اطمينان خاطر عربها را به دست بياورند و به مقصودشان هم رسيدند . همهء خلفاى عرب مانند عروسكهاى خيمه شب بازى ، دست نشاندهء برمكيان بودند و در حقيقت هنوز هم آنها هستند كه فرمانروايى دارند ، اما آنچه كه مربوط به نظام مملكت است ، اگر عربها خودشان را از كمك برمكيان بىنياز مىدانند اشتباه مىكنند . چون هر دقيقه كه آنها از كار كناره بگيرند ، نظام مملكت از هم گسيخته خواهد شد و اگر كمكهاى مادى و معنوى از طرف ما به عربها شد ، آن هم براى پيشرفت مقصود خودمان بود . عرب چه مىخواهد ؟ يك مشت طلا و نقره و يك حرمسراى پر از زن ، اين منتهى آرزو و آمال آنهاست . اصلا پيشرفت عربها هم براى همين بود و اين بهشت موعود برايشان مهيا شد . پس نقشهء برمكيان تاكنون عملى شده ، حالا هم هنوز نگذشته ، ما بايد نتيجهء زحمات آنها را دنبال بكنيم و آن قتل عام عربها و استقلال ايرانست . » برزان : « فضل در كاغذ اخير خود نوشته بود كه مواظب خودتان باشيد ، تا مىتوانيد با عربها كمتر آميزش بكنيد و آنها را به خودتان راه ندهيد و مخصوصا قيد كرده بود كه من همهء اميدم به خراسانست ، چون نفوذ ما در آنجا بيشترست و دور از مقر خليفه افتاده . طورى بايد كرد كه خراسان تا حدود بلخ به خليفه بشورند و او مستأصل بشود و مجبور بشود تا يكى از ما را براى سركوبى اهالى خراسان بفرستد . آنوقت لشگر خليفه را برضد او اغوا مىكنيم و همهء عربها را از ميان مىبريم و خراسان را مستقل مىكنيم . هرگاه در اين كار اغفال بشود هستى ما به باد خواهد رفت و همهء وسايل مهياست . ولى قيد كرده