مرتضى راوندى
563
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
خودش حامى جعفر بود و مىدانست كه ميان او با پدر و برادرانش خوب نيست . » برزان : « اين يكى از علل آنست ، ولى مخالفت عيسى پسر ماهان را نبايد فراموش كرد . همين مرد كه به كمك يحيى به حكومت خراسان رسيد ، به خليفه خبر داده كه برمكيان به دين نياكانشان علاقه دارند و بيدينى و مجوسى و دين زرتشتى را تشويق مىكنند . بههمين مناسبت مدتيست كه هارون چند نفر را ناظر اعمال و كارهاى ما كرده است . از طرف ديگر به موسى نسبت طغيان و سركشى دادهاند . يكى از خويشان خليفه به او نوشته : « بسيارى از مردم موسى را به چشم امام حقيقتى نگاه مىكنند و خمس مال خودشان را به او مىدهند . » و ابو ربيعه به هارون نوشته : « در روز قيامت خليفه چه جواب مىدهد كه مملكت مسلمان را به دست برمكيان مرتد و زنديق سپرده است ؟ » آزاد بخت : « من امروز صبح قاصد از باميان داشتم ، مىگفت كه در بلخ مرض و با آمده و اهالى آنجا كه تازه مسلمان شده بودند ، چون ناخوشى را غضب خدا تصور كردهاند ، دوباره به دين بودايى برگشتهاند . البته اين خبر كه به خليفه برسد ، گمان مىكند به تحريك برمكيانست . » برزان : « به اضافه هيچ مىدانيد كه هارون بىجهت از انس بن ابى شيخ منشى جعفر ، بهانه گرفت و سرش را بريد ؟ اين قضيه را فضل به فال بد گرفته و مقدمهء مبارزهء خليفه با برمكيان مىداند . » گشواد : « اين تقصير خودمان بود كه طرز مملكتدارى را به عربها آموختيم ، قاعده براى زبانشان درست كرديم ، فلسفه براى آيينشان تراشيديم ، برايشان شمشير زديم ، جوانهاى خودمان را براى آنها به كشتن داديم ، فكر ، روح ، صنعت ، ساز ، علوم و ادبيات خودمان را دو دستى تقديم آنها كرديم ، تا شايد بتوانيم روح وحشى و سركش آنها را رام و متمدن بكنيم ، ولى افسوس ! اصلا نژاد آنها و فكر آنها زمين تا آسمان با ما فرق دارد و بايد هم همينطور باشد . اين قيافههاى خشن ، رنگهاى سوخته ، دستهاى كوره بسته براى درك روح اسلام آمادگى ندارد . افكارى كه در آن محيط نامساعد نشوونما كرده بهتر ازين نمىشود ، تمام ساختمان بدن آنها گواهى مىدهد كه براى دزدى و خيانت درست شده ، اين عربها كه تا ديروز پاى برهنه دنبال سوسمار مىدويدند و زير سياه چادر زندگى مىكردند ، نبايد هم بيش از اين از آنها متوقع بود و اگر ظاهرا هارون روى خوش به ما نشان مىداد و اظهار لطف مىكرد ، در خفا كينهء نژاد ما را در دلش مىپرورانيد و تشنه به خون ايرانيان بود و حالا كه به مقصود خودشان رسيدند و فكر عرب مثل دنبلى كه سرباز بكند دنياى متمدن را ملوث كرده ، واضحست كه احتياجى به ما ندارد . »