مرتضى راوندى
562
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نمونهيى از آثار صادق هدايت صادق هدايت آخرين لبخند : در اطاق باشكوهى كه با شمعهاى متعدد و خوشبو روشن و از قاليهاى بىمانند مفروش و بدنهء ديوار از پارچههاى ابريشمى گرانبها پوشيده شده بود ، روزبهان برمكى ، آزاد بخت برمكى ، گشواد برمكى ، سردار لشكر خراسان و برزان برمكى رييس خراج ، دور هم جمع شده بودند تا راجع به پيشآمدهاى دربار خليفه مشورت بكنند . كلاه آنها پوستى بلند و خرقههاى ترمه پوشيده بودند . جلو شاه جامهاى شراب ، ميوه و شيرينى در ظرفهاى گرانبها چيده شده بود . به قدرى حركات ، لباس و وضع آنها باهم جور مىآمد ، به قدرى اين مجلس با جلال و شكوه بود كه به نظر مىآمد يك تكه از زندگى اشرافى پايمال شدهء دورهء ساسانيان دوباره جان گرفته و زنده شده بود . آزاد بخت با حرارت مخصوصى دستش را تكان مىداد و مىگفت : « از خليفه هرچه بگوئيد برمىآيد ، من از اول در صداقت او شك داشتم و حالا كه احتياجى به ما ندارد ، ضديت خودش را آشكار خواهد كرد . » گشواد گفت : « چيزى كه به ضرر ما تمام شد ، نفاقيست كه ميان جعفر و پدر و برادرانش افتاده . جعفر از روى ديوانگى نقشهء ما را خراب كرد . آن حكايت عشقبازى او با عباسه ، زنيكهء چهل ساله ! بعد هم همدست شدن او با عبد الملك صالح كه بر ضد خليفه اقدام كرده بود و مبلغ گزافى كه از خزانه برداشت به او داد و مچش باز شد . همهء اين كارهاى جعفر بود كه هارون را نسبت به برمكيان بدگمان كرد . در صورتى كه اقدامات يحيى و فضل سنجيده و از روى فكرست . » برزان گفت : حالا هم مدتيست كه خليفه نسبت به جعفر سرد شده و زرارة بن محمد را رفيق كيف و مجالس بزم خودش كرده و از قرارى كه موسى در كاغذ خودش به من نوشته بود ، هارون يحيى بن عبد الله را كه با جعفر ساخته بود حبس مىكند و به جعفر فرمان مىدهد او را بكشد ، ولى جعفر او را آزاد مىكند و فضل بن ربيع اين خبر را به هارون مىدهد و همين بيشتر باعث كدورت بين خليفه و برمكيان شده بود . » آزاد بخت : « اين دليل نمىشود كه هارون همه برمكيان را غضب بكند . چون از اول