مرتضى راوندى

545

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مجلس را به توپ بست و بساط استبداد را از نو زنده كرد و عده‌يى از آزاديخواهان را بزنجير كشيد وى نيز در بروجرد دستگير و مقتول شد . » « 1 » فرزندش جمال‌زاده عملا در مبارزات سياسى شركت نكرد ولى قلم و نيروى فكر و قريحه خود را در راه آزادى و بيدارى هموطنان و مبارزه شديد با افكار و انديشه‌هاى خرافى به كار برد . سيد حسن تقىزاده كه جمال الدين واعظ را خيلى خوب مىشناخته است مىگويد كه او زبان مطنطن رايج در ميان واعظان مساجد را به كار نمىبرد بلكه به زبانى عوام فهم سخن مىگفت ، به همين جهت تأثير كلام او نظير نداشت . جمال‌زاده فرزندش در ساده‌نويسى از پيشقدمان اين سبك بود و ديگر آزاديخواهان اين دوران ، چون جهانگير خان صوراسرافيل و على اكبر دهخدا ( خدمتگزار صديق فرهنگ ايران ) به اين روش گرايش داشتند . » « 2 » و سعى مىكردند در جريان فعاليتهاى سياسى ، مردم ايران را به حقوق فردى و اجتماعى خود آگاه سازند و از اين راه به پيشرفت دموكراسى يعنى حكومت مردم بر مردم ، براى سعادت و به روزى اكثريت ، كمك و يارى نمايند . ديباچهء جمال‌زاده بر كتاب قصّه‌هاى كوتاه موقعى كه در سال 1342 ، آخرين مجموعه داستانهايم را با عنوان « آسمان و ريسمان » انتشار دادم . براستى خيال نمىكردم كه باز عمر وفا كند و بتوانم داستانهاى ديگرى بنويسم . راز طول عمر : مىگويند خدا چنين خواسته بود ، حرف درستى است ، و من به تقدير معتقدم ولى فكر ميكنم عواملى هم در ميان بود كه ابزار دست غيبى گرديد ، يعنى در محيطى ميزيستم كه از پاره‌اى علل و اسباب كه عمر را كوتاه مىسازد بدور بود ، يعنى دچار بعضى سردردهاى جسمى و روحى كه بلاشك عمر انسانى را كوتاه مىسازد نبودم . ( چنان كه امروز با يك دنيا تأسّف و تأثر مىبينم كه از تمام دوستانم كه همسن من بودند ولى در محيط ديگرى زندگى مىكردند احدى باقى نمانده است . ) و از طرف ديگر هم چون طبعا زياد عبد و عبيد حرص و حسد و شهرت‌پرستى و مقام‌طلبى كه بىگمان دشمن جان آدميانند و عمر را كوتاه مىسازند نبودم ، زنده مانده‌ام و

--> ( 1 ) . نگاه كنيد به دايرة المعارف فارسى جلد يكم ص 747 . ( 2 ) . براى كسب اطلاعات بيشتر به كتاب سرچشمه‌هاى داستان كوتاه ص 134 به بعد رجوع كنيد .