مرتضى راوندى
540
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اين عوايق را زودتر از ده سال از ميان بردارد و راه ترقى را عرادهرو بكند كه حسين بزاز يا محسن خياط يا فلان آدم مىخواست بكند ؟ بههرحال ، قلم مىخواهد باز تند برود . اين قدر كه بنده از مآل آينده و استقرار قانون اساسى و انجمنهاى محلّيه آسوده بودم . جناب آقاى سيد عبد الرحيم در « شوره » از من پرسيد كه چه بايد كرد ؟ من تا دو ماه هيچچيز نخواهم كرد . البته در تفليس آمد و گفت : در پاريس تشكيل روزنامه بىلزوم است . نه در پاريس ، نه در ايران ، حرف درست تنها كار را صورت نمىدهد . هر ايرانى كه ملت خود را عبارت از آن سه هزار نفر كه ديدهايد بداند و ايرانى را بيدار شده حساب نمايد و به ريسمان پوسيدهء آنها هيزم بچيند ، ديوانه است . ما وجود اكسير را قائل نيستيم ، خواه پيش على عليه السلام ، خواه نزد معاويه . من قدرتى را گمان ندارم كه از بركت قول ، ايرانى و ايران را به حس آورد . مزه اينجاست از هر ايرانى بپرسى دانه را امروز بكارى فردا سنبل مىشود ؟ به عقل گوينده مىخندد . چشم يارى نكرد ، اعتقاد من همان است كه در رسالهء معنى آزادى نوشتهام . هر وقت نمرهء صوراسرافيل رسيد ، مىخوانم و جواب مىنويسم . در اينكه مجلس و انجمنها باز خواهند شد ، هيچ شبهه و ترديدى نيست . . . در امان خدا باشيد . مخلص قلبى ، عبد الرحيم تبريزى . » « 1 » نخستين ترجمههاى آثار غربى در جريان نهضت فكرى و اجتماعى ايران ، از ميان زبانهاى خارجى ، زبان فرانسه بيشتر مورد توجه روشنفكران بود . لازم بود نويسندگان ايران در زمينهء داستاننويسى ، روزنامهنگارى و نقد ادبى از اروپائيان كه در اين راه موفقيتهاى درخشانى كسب كرده بودند استفاده كنند . . . « يكى از كسانى كه آن دوران و اين گونه تأثيرات را درك كرده ، در باب كتب باب روز آن زمان - كه در خانوادههاى شهرنشين خوانده مىشد ، چنين مىنويسد : « از كتب مؤلفهء خود ايرانيان ، اسكندرنامه و الف ليل و رموز حمزه و حسين كرد و امير ارسلان و شمس و طغرا و سياحتنامه ابراهيم بيك و امثال اينها را مىخوانديم . از ترجمههايى كه از السنه اروپايى شده بود ، سرگذشت حاجى باباى اصفهانى و خانم انگليسى ، يا بلواى هند و سه تفنگدار و كنت مونت كريستو و ژيل بلاس و تلماك و نظاير آنها را مىخوانيم ، غير از كتبى كه از عربى از تصنيفات جرجى زيدان ترجمه شده بود ، از ترجمههاى محمد حسين فروغى نيز لذت مىبرديم . » « 2 »
--> ( 1 ) . از صبا تا نيما ، جلد اول ، تأليف يحيى آرينپور ، بازگشت - بيدارى ، از ص 286 تا 290 ( به اختصار ) . ( 2 ) . مجتبى مينوى ، پانزده گفتار ، ص 349 .