مرتضى راوندى
539
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
خود قصر « 1 » لباس زنان را مقياس صحيحى قرار داده . به سر مبارك آقا كه همهء اينها را بىواسطه از مترجم اين كتاب حاج ميرزا عبد الرحيم تبريزى در « تمرخان شوراب » در خانهء خود او شنيدم . حالا محاكمه « 2 » فرمايند ناخوش است ، يا مجنون . . . » « 3 » احمد كسروى با اذعان به اين مطلب كه برخى از ملايان چنان كه شيوهء ايشان بود طالبوف را تكفير كرده ، مردم را از خواندن كتابهاى او باز مىداشتند ، امتناع و عدول او را از آمدن به تهران ناشى از اخلاق و طرز فكر او دانسته است . « به عقيدهء ما ، طالبوف با اينكه مرد تجددطلب و آزاديخواهى بوده و مشروطه و آزادى را براى ايران لازم مىدانسته ، ولى از كشاكش ميانه شاه و مجلس برآشفتگى كارها چندان دلخوشى نداشته است . . . براى اطلاع از طرز فكر طالبوف از نامه مورخ سپتامبر 1908 ميلادى ( 1326 ه . ق ) او كه پس از بمباران مجلس به على اكبر دهخدا نوشته است گواه مىآوريم . . . اميدواريم كه به زودى تمام پراكندگان وطن باز به ايران برگردند و در عوض مجادله و قتال در خط اعتدال كار بكنند ، يعنى خار بخورند و بار ببرند و كشتى مشرف به غرق وطن را به ساحل نجات بكشند ، بديهى است تا پريشان نشود كار به سامان نرسد . عجيب اين است كه در ايران بر سر آزادى عقايد جنگ مىكنند ، ولى هيچكس به عقيدهء ديگرى وقعى نمىگذارد سهل است ، اگر كسى اظهار رأى و عقيده نمايد ، متهم و واجب القتل ، مستبد ، اعيانپرست ، خودپسند ، نمىدانم چه و چه ناميده مىشود و اين نام را كسى مىدهد كه در هفت آسيا يك مثقال آرد ندارد ، يعنى نه روح دارد ، نه علم ، نه تجربه فقط ششلول دارد . بارى باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست * در باغ لاله رويد و در شورهزار خس . . . » نظريات اجتماعى طالبوف : « ياد داريد مكتوب مرا كه از شما سؤال كرده بودم تهران كدام جانور است كه در يك شب صد و بيست انجمن زاييد . خلاصه ، اوضاع را جنابعالى بهتر از من مىدانيد . كتب من شاهد است . من ايران را پنجاه سال است كه مىشناسم و هفتاد و يكم سن من تمام شده . كدام ديوانه در دنيا بىبنّا عمارت مىسازد ؟ كدام ديوانه بىتهيهء مصالح ، بنّا را دعوت به كار مىنمايد ؟ كدام مجنون تغيير رژيم ايران را خلق السّاعه حساب مىكند ؟ كدام بىانصاف نظم مملكتى را كه قانون ندارد و مردمش بيكار و بيعار و و بال گردن فقر است ، زودتر از پنج سال مىتوانست به راه بيندازد ؟ كدام پيغمبر مىتوانست
--> ( 1 ) . كوتاهى ( 2 ) . رسيدگى و تحقيق ( 3 ) . كتاب احمد ، به كوشش م . ب مؤمنى كتابهاى جيبى ص 144 - 145