مرتضى راوندى

537

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

لحاظ داستان‌پردازى خواندنى باشد ، به جهت تصويرگرى دقيق از شيوهء زندگى مردم و حاكميت نيروهاى سياه بر اجتماع ايران در آستانهء انقلاب مشروطه ، قابل توجه است . اين داستانها ، مجموعه‌اى از خواستهاى ترقيخواهانهء نويسنده در زمينه‌هاى اجتماعى ، مذهبى و علمى است . اولين سفرنامهء جديد را ميرزا صالح شيرازى ، دانشجوى اعزامى به انگلستان نوشت و در آن ليبراليسم انگليسى را مورد تمجيد قرار داد . ميرزا على خان امين الدوله نيز سفرنامه‌اى نوتش كه از لحاظ زيبايى نثر و تجسم ماهرانهء آدمها و موقعيتها قابل توجه است . اما اولين داستانهاى سفرنامه‌اى ( سفرنامه‌هاى تخيلى ) را زين العابدين مراغه‌اى و عبد الرحيم طالبوف نوشتند . مراغه‌اى ( 1289 - 1216 ) تاجرى مقيم استانبول بود و سياحت‌نامهء ابراهيم بيك يا بلاى تعصب او ( 1274 ) را تحت تأثير واقعگرايان روسى نوشت . تجسم واقعى زندگى ايران ، ميهن‌پرستى عميق و جنبهء انتقادى ، اين رمان را به صورت نمونهء گويايى از واقعگرايى پرشور دورهء مشروطه درآورده است . در اين داستان ، تاجرى ايرانى كه سالها از وطن دور بوده است ، به ايران باز مىگردد . اما ايران را به كلى متفاوت با آنچه در ذهن خود ساخته است مىبيند : كشورى ويران ، با مردمى درمانده ، خرافى و ژنده‌پوش و حكومتى مستبد و درنده‌خو . مىكوشد با مراجعه به مقامهاى « خوشنام » دولتى ، آنها را به اصلاحات ترغيب كند ، اما نتيجه‌اى نمىگيرد و در پايان از غصه مىميرد . سياحت‌نامهء ابراهيم بيك شرح يك سفر ، با موضوعى تازه و نثرى ساده است . مراغه‌اى مىنويسد : « گرچه اين ساده‌نويسى در سبك ايرانيان تازگى دارد ، ولى مقتضاى زمان ما ساده‌نويسى است » . جسارت نويسنده و نثر خطابى و تهييج‌كنندهء داستان ، تأثيرى عميق بر خوانندگان مىگذارد . كسروى در تاريخ مشروطه مىنويسد : « بسيار كسان را توان پيدا كرد كه از خواندن اين كتاب بيدار شده و براى كوشيدن به نيكى كشور آماده گرديد ، و به كوشندگان ديگر پيوسته‌اند . » بدين ترتيب داستان جديد ايرانى ، از آغاز ، داراى گرايشى اجتماعى در جهت سودمند بودن براى پيشرفت جامعه مىشود ، گرايشى كه نتيجهء تأثيرپذيرى نويسندگان از ادبيات واقعگراى روسيه و روزنامه‌نگارى مشروطه‌خواه است . مسالك المحسنين ( 1283 ) نوشتهء طالبوف ( 1289 - 1213 ) نيز تركيبى داستانوار دارد . طالبوف ، گاه از لحاظ توصيف و طرز نگارش به تخيل و تجسمى داستانى دست مىيابد ، اما در همهء كتاب از اين توفيق بهره‌مند نيست . بطور كلى ، طالبوف از لحاظ خلاقيت ادبى و شناخت مسائل اجتماعى ايران در سطحى پائين‌تر از مراغه‌اى قرار دارد .