مرتضى راوندى

479

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

شك نيست كه تكنيك خاص هر هنرمند بالاصاله از تكنيك ديگرى ممتاز است ، چنان كه در تقليد آهنگهاى موسيقى يا در كپى كردن تابلوهاى نقاشى ، يا در استقبال از اشعار ، شبيه‌سازى كامل و تام ممكن نيست و بدين سبب اصل از بدل و غث از سمين و اصل از تقليد شده ، كاملا تميز داده مىشود و اين نكته در همان احساس خاص هنرى است ، گيرم كه رنگها و شكلها و آهنگها و صداها را يكسان دريابيم ، بىشك احساس درونى ما و برخورد ما با عوامل خارج يكسان نيست ، انديشه‌اى كه با تحريكات ابتدايى خاص ما همراه است ، احساسهاى مختلف در ما برمىانگيزد و برحسب مقام ، هريك جلوه‌اى خاص دارد . حيات آدمى از گهواره تا گور دستخوش يك سلسله تحول و تبديل است ، تن كودك روز به روز تواناتر و نيرومندتر مىگردد و به موازات اين تكامل جسمى و ظاهرى ، انديشه و حيات درونى او نيز تكامل مىپذيرد . فضاى محصور دوران كودكى كه از محيط تنگ و كوچك گهواره تجاوز نمىكرد كم‌كم با تكامل قواى جسمانى به فضايى بزرگتر مبدل مىشود و دستيازى به نقاط دور تر امكان‌پذير مىگردد و طفل كه در ابتدا تنها به كناره‌ها و چوب‌بنديهاى گهواره قدرت دستيازى داشت اندك‌اندك به ديواره‌هاى اتاق و با خروج از آن به حدود خانه آشنا مىگردد . همچنين انديشهء باريك‌بين آدمى با قدرت تصور و تخيل ، اين فضاى محدود را كم‌كم به فضاى ممتد ارتباط مىدهد و جهان او فراختر مىشود . كوشش و كششى كه در فن و علم صورت مىگيرد قدرت دستيازى و امكان نقل و انتقال را به نقاط دوردست فضاى ممتد ممكن مىسازد و آدمى با كمك اتومبيل و هواپيما و فشفشه‌هاى جوى به نقاط ناديده سفر مىكند و بدينگونه فضاى محصور اوليه به فضاى ممتد و منبسط جهان هستى مىگرايد ، گويى انسان تمام فضاى عالم وجود را در آغوش مىگيرد . اين تحول و تبديل نتيجهء سير تكاملى علم است و اين فعاليت علمى نمودار كوشش انسان است براى پيوستن به فضاى لا يتناهى كه فضاى محصور هستى خويش را به فضاى گسترده و ممتد جهان نامحدود مىپيوندد . حيات آدمى از لحظهء تولد تا « آن » مرگ لمحهء كوچكى از ابديت است . گويى در اقيانوس عظيم ابديت در « آن » كوچكى آدمى سر از موج بدر مىكند و پس از آنكه لحظه‌اى چند بر دامن امواج مىلغزد به ناچار در نقطهء ديگرى سر به زير موج مىكند و در آغوش نامتناهى « ابد » پنهان مىگردد ، اما انديشهء جهان‌پيماى آدمى همچنانكه فضاى محصور را به فضاى گسترده مربوط مىسازد ، مىكوشد تا دوران هستى محصور خويش را