مرتضى راوندى
448
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
يك زمان كاين جايگه بنشستهام * از قفا خوردن ببين چون خستهام تو كه اينجا كردهاى عمرى نشست * بسكه يكيك بند خواهندت گسست يك نفس را من بخوردم آن خويش * واى بر تو زانچه خواهى داشت پيش « 1 » « تعداد اشعار پندآميز در ادب فارسى به حدى زياد است كه حتى نمىتوان نمونههاى جامعى از آنها به دست داد . در اينجا به ذكر چند نمونهء مختلف بسنده مىكنيم . شعرى كه از سعدى نقل مىشود از باب اول گلستان نيست كه به كرات و مرات ظلم و جور امرا را مورد عتاب و سرزنش قرار مىدهد ، بلكه از قصيدهاى است كه او در مدح ابو بكر سعد زنگى گفته و در نوع خود جالبست . زيرا كه بهجاى مدح و ثناى معمول و مرسوم شعرا و بهجاى آنكه چاپلوسى و جبههسايى بىجهت نمايد ، او را پند مىدهد : به نوبتند ملوك اندر اين سپنج سراى * كنون كه نوبت تست اى ملك به عدلگراى چه مايه بر سر اين ملك سروران بودند ؟ * چو دور عمر بسر شد درآمدند از پاى انورى در يكى از اشعار خود خواهندگى امرا را نوعى دريوزگى مىداند : آن شنيدستى كه روزى ابلهى با زيركى * گفت كاين والىّ شهر ما گدايى بىحياست گفت چون باشد ، آن كز كلاهش تكمهيى * صد چو ما را روزها بل سالها برگ و نواست گفتش اى مسكين غلط اينك از اينجا كردهاى * آنهمه برگ و نوا دانى كه آنجا از كجاست ؟ درّ و مرواريد طوقش اشك طفلان منست * لعل و ياقوت ستامش خون ايتام شماست او كه تا آب سبو پيوسته از ما خواستست * گر بجويى تا به مغز استخوانش از نان ماست خواستن كديه است خواهى عشر خواهى حراج * ز آنكه گَرْ « دَه » نام باشد يك حقيقت را رواست چون گدايى چيز ديگر نيست جز خواهندگى * هركه خواهد گر سليمانست و گر قارون گداست بىثباتى مقامات دنيوى و اينكه قدرت خيلى زود و به صورت غير مترقبه دست به دست مىگشت ، اعتقاد به بىاعتبارى مناصب را قويتر مىساخت و ايمان به سرنوشت را دامن مىزد . مشهور است هنگامى كه عمرو ليث صفارى در جنگ با سپاهيان خليفهء عباسى مغلوب شده بود ، در زندان برايش غذايى آورده بودند . سگى سر در ظرف غذا كرده آن را با خود مىبرد . عمرو ليث مىگويد امروز صبح چهار صد شتر ، آبدارخانه مرا حمل مىكرد و امشب يك سگ آن را با خود مىبرد . اين گونه تغييرات ناگهانى به نظر بعضى از محققين و عرفا باعث مىشد كه بعضى از مردم دل و جرأت پيدا كرده اولياء امور را انتقاد نمايند .
--> ( 1 ) . حسن جوادى « طنز و انتقاد اجتماعى در ادبيات فارسى پيش از مشروطيت » مجله آينده ، شماره پنجم ، مرداد 1360 ، از صفحه 335 تا 343 .