مرتضى راوندى
416
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اين خرابه قبرستان ، نه ايران ماست * اين خرابه ايران نيست ، ايران كجاست ديوارى فرومىريزد و شهرياران و بزرگان ايران زمين يكايك در صحنه نمودار مىشوند و هريك با حسرت از گذشتهء پرافتخار ايران سخن مىگويند و به حال زبون كنونى آن شيون مىكنند . اما منظومه با ذكر مفاخر تاريخى ايران پايان نمىيابد ، بلكه دلايل خرابى و بدبختى كشور و مردم آن نيز كه عبارت از رقابتهاى سياسى و اقتصادى ملل اروپايى در آسيا باشد ، از زبان زرتشت ، پيامبر ايران ، مطرح مىگردد و چنين پيشبينى مىشود كه سعادت آيندهء بشر در گرو اتحاد ملل آسيايى بر ضد غرب و به دست آوردن آزادى است . در اين مطالعهء سياسى برنامه و نظر شاعر ، گنگ و تاريك و بلكه تخيلآميز است و ظهور زرتشت در آخرين صحنهء نمايش اين احساس را در بيننده توليد مىكند كه گويد شرط رستاخيز آيندهء ايران ، بازگشت بىچون و چرا به كيش كهن است . در پايان منظومه اشباح زرتشت و شهرياران ، كه از پشت ديوار تجلى كرده بودند ، غايب مىشوند و عشقى از خواب برمىخيزد : آنچه من ديدم در اين قصر خراب * بُد به بيدارى خدايا ، يا به خواب ؟ پادشاهان را همه اندوهگين * ديدم ، اندر ماتم ايرانزمين ننگ خود دانندمان اجدادمان * اى خدا ، ديگر برس بر دادمان وعدهء زرتشت را تقدير كن * ديد عشقى خواب و تو تعبير كن ايدهآل : دربارهء منظومهء نسبتا مفصل « ايدهآل » كه از آثار اواخر عمر كوتاه عشقى است ، جا دارد كه قدرى بيشتر سخن بگوييم . « 1 » عشقى در چند مقالهاى كه در سال 1301 شمسى به نام « عيد خون » و « پيشنهاد خونريزى » در روزنامهء شفق سرخ انتشار داد ، پيشنهاد كرد كه « . . . در هر سال پنج روز بايد به حساب امناى قانون رسيدگى نمود تا هريك از امناء به امانات ملت خيانت روا داشته باشند ، از زحمت زندگى او جامعه را رهانده و سيصد و شصت روز ديگر سال را از سلامتى جريان احوال قوانين ، عامه مطمئن باشند . . . » « 1 » و بعد چنين گفت : « . . . بايد طورى عقيدهء خونريزى را ترويج كرد كه زنها اغلب به
--> ( 1 ) . شفق سرخ ، سال يكم ، شمارهء 28 .